012_2.jpg

  

سایت شخصی دکتر محمد طبیبیان

 

 عزیزانی که در دسترسی به مطالب یا صفحه های این سایت در داخل کشور دچار مشکل هستند می توانند از این آدرس استفاده کنند: 

www.mtabibian.net

 

 

برای بار برداری نرم افزار کمک آموزشی کتاب اقتصاد کلان از این لینک استفاده کنید

 

برای مشاهده معادل فارسی واژگان متعارف و جدید پیشنهادی اساتید مختلف از این لینک استفاده کنید

 

 

 

بیان هدف

دستچین(بایگانی)

نوشته و گفتگو(بایگانی)

صفحه اصلی

 

 

 

 

 

 

 

جمع همه اعداد صحيح مثبت تا بينهايت

برابر است با -1/12  !!

 

محمد طبيبيان

 

25 اسفند ماه 1394

 

به مناسبت فرارسيدن نوروز مى توان از بحث اقتصاد كمى مرخصى گرفت و به حيطه هاى ديگر سرى زد. اين مطلب كه در نوشته حاضر مطرح مى شود، از حيطه رياضيات، براى من كاملا تازگى داشت كه در سال گذشته با آن بر خورد كردم. 

 

 آن هم اين كه جمع تمام اعداد مثبت تا بينهايت مى شود منهاى يك دوازدهم! يعنى

 

1+2+3+4+5+6+........= -1/12

 

حتما نتيجه عجيبى است و چند وجه عجيب در باره آن وجود دارد. يكى اين كه جمع بينهايت اعداد صحيح، يك عدد مشخص است. ديگرى اين كه جمع اعداد مثبت تا بينهايت يك عدد منفى است و سوم جمع اعداد صحيح تا بينهايت يك عدد كسرى است!ادامه

 

 

 

 

کتاب و  فرهنگ

محمد طبیبیان

22 سفند ماه 1394

بخشی از این مطلب در شماره اسفند ماه 1394 ماه نامه مهرنامه درج شده است

مرگ كتاب مرگ فرهنگ است و اين امر را بايستى جدى گرفت. دليل اين گفته را در اين نوشته توضيح خواهم داد. در جرايد آمده است كه تيراژ بسيارى كتاب ها به صد عدد و پنجاه عدد نيز تنزل يافته. اخيرا مطلبى از يك نشريه اينترنتى نقل شد كه هزاران جلد كتاب (در حد سیزده کامیون عمدتاً کتاب های پزشکی) يك ناشر براى خمير شدن به يك كار گاه مقوا سازى تحويل شده است. پس از آن  خبر جديديى كه در نشريات نقل شده نشان از حاد تر بودن شرايط است. تيراژ كتاب يك ناشر دولتى تا حد بيست نسخه نيز تنزل يافته است. دليل اين كه كتاب خوانده نمى شود و درنتيجه خريدارى نمى شود چيست؟ اگر مطالبى كه در مورد تيراژ كتاب در جرايد و سايت ها مطرح مى شود موردى نبوده و يك وضعيت عموى را نشان دهد، اين علامت يك بحران فرهنگى است. برخى از وجوه آن در پايين بررسى مى شود. ادامه

 

 

تعيين نرخ ارز در بودجه سالانه



محمد طبيبيان



١٩ بهمن ماه ١٣٩٤

هر سال در زمان تهيه لايحه بودجه و نهايتا در مرحله تصويب قانون بودجه در مجلس، نرخ ارز براى محاسبه و تبديل منابع ريالى از منابع ارزى تعيين و در متن قانون بودجه مندرج مى گردد. براى مثال اگر پيشبينى مى شد كه روزانه دوميليون بشكه نفت صادر خواهد شدو هر بشكه نفت هم به قيمت سى دلار بفروش خواهد رفت قيمت ارز نيز مثلا هر دلار ٢٩٠٠ تومان تعيين مى گرديد آن گاه اين سه رقم در هم ضرب شده و در تعداد روز هاى سال ضرب مى شد و در آمد ريالى بودجه حاصل از صادرات نفت تعيين و در قانون بودجه درج مى گرديد. به سادگى مى توان دريافت كه از اين چهار عددى كه در هم ضرب مى شد و در آمد ريالى حاصل از نفت را براى بودجه تعيين مى كرد، فقط يك عدد ثابت و قابل اعتماد بود يعنى  تعداد روز هاى سال. يعنى سه كميت ديگر شامل صادرات روزانه نفت، قيمت نفت در بازار هاى جهانى و نرخ ارز در بازار داخلى متغير بوده و هيچكدام به صورت نسبتا دقيق قابل تخمين نبوده است.ادامه

 

 

 

 

عربستان در جدال اقتصادى

 

دهم بهمن ماه ١٣٩٤

ماه ژانويه ٢٠١٦ بد ترين ماه بازار بورس نيويورك از سال ٢٠١٠ تاكنون تلقى مى شود، چه از لحاظ تنزل شاخص هاى بورس و چه از نظر ميزان نوسان در قيمت ها. در روز جمعه ١٥ ژانويه ٢٠١٦ (٢٥ ديماه ١٣٩٤)شاخص داو جونز ٣٩١ واحد تنزل يافت و دو شاخص مهم ديگر بازار سهام بيش ازدو درصد كاهش يافتند.

 از سال ٢٠١٥ تنزل قيمت نفت به صورت منظم بازار هاى بورس آمريكا را تحت تاثير قرار داده است. با توجه به اين كه در سال هاى قبل به نظر مى رسيد كاهش قيمت نفت، به دليل كاهش هزينه انرژى، اثر اقتصادى مثبتى را براى اين كشور در پى داشت باشد، همرا كاهش قيمت نفت در بازار هاى جهانى، شاخص هاى بورس نيز از افزايش برخورد دار مى شد. اما اين تاثير پذيرى از سال ٢٠١٤ به صورت معكوس بوده و تداوم آن اسباب شگفتى تحليل گران را فراهم آورده است. در اين مورد قبلا نيز در همين سايت مطالبى نوشته شد.ادامه 

 

 

 

بر داشته شدن تحريم هاى بين المللى از اقتصاد ايران

 

٢٦ ديماه ١٣٩٤

روز شنبه ٢٦ ديماه  ١٣٩٤ (١٦ ژانويه ٢٠١٦) يك روز تاريخى خواهد بود. چه اين كه تلاش چند ساله دو دولت، در جريان يك حركت به سوى رفع تشنج و معارضه، به نتيجه رسيد. و روياى برخى حكومت ها و منافع خاص در مشاهده معارضه نظامى آمريكا بر عليه ايران نا اميد شد. پيرو گزارش رئيس سازمان بين المللى انرژى اتمى در مورد اين كه ايران به تعهدات خود در مورد توافق نامه قبلى (سال ٢٠١٥) عمل كرده است، بر داشته شدن تحريم هاى بين المللى عملى گرديد و رسما در وين توسط مقامات كشور هاى در گير در مذاكرات اعمال گرديد. اين رخداد از وجوه مختلف اقتصادى و ديپلماتيك  مهم و تعيين كننده است. گذشته از تاريخچه اين رويكرد، اين مرحله يك موفقيت براى دولت آقاى روحانى و دولت آقاى اوباما تلقى خواهد شد. چه اين كه هر دو دولت با موانع تخريب كننده داخلى و بين المللى در راه اين توافق روبرو بوده اند. بى ترديد مهارت ديپلماتيك قابل تقديرى از طرف آقاى روحانى و آقاى ظريف اعمال شد و مراحل كار با درايت در داخل و خارج از كشور برنامه ريزى و پيگيرى گرديد. در آمريكا نيز اراده و استقامت رئيس جمهور اين كشور در مقابل فشارهاى خارجى و داخلى، خصوصا از جانب حزب جمهورى خواه و حتى فرقه هايى از حزب دموكرات، سبب شد كه تلاش هائى كه براى متوقف كردن اين حركت انجام مى شد بى اثر گردد و تجربه و مهارت آقاى كرى نيز پيشرفت و تداوم اين حركت را تسهيل كرد.

 

ليكن از لحاظ محتوائى آنچه در روز شنبه رخداد در واقع مربوط به بر داشتن تحريم هاى سازمان ملل و تحريم هاى ثانويه امريكا است . منظور از تحريم هاى ثانويه تحريم هايى است كه آمريكا بر عليه ديگر كشور هايى كه با ايران همكارى اقتصادى داشته اند اعمال مى كرد. در واقع اين تحريم ها، داراى ظرفيت اعمال دقيقتر و بى رحمانه ترى بود. قبلا در مورد اين گروه از تحريم ها در همين سايت مطالبى درج شده است. ليكن نكته اى كه نبايد از نظر دور داشت اين است كه هنوز تحريم هايى كه آمريكا جدا از تحريم هاى برنامه اتمى، به ايران تحميل كرده است بر جاى خود باقى است. چنانكه خزانه دارى آمريكا متعاقب اعلام بر داشته شدن تحريم ها بر عليه ايران در وين، اعلام كرد كماكان شبكه مالى و بانكى آمريكا نمى تواند با دولت ايران و نهاد ها و افرادى كه در حوزه اقتدار دولت ايران قرار دارند همكارى  كنند. نمايندگى شر كت هاى آمريكايى در خارج آمريكا مى توانند با ايران به مبادلات اقتصادى بپردازند ليكن در اين مورد نيز اتباع و افراد مقيم آمريكا از مشاركت در اين اقدامات منع شده اند و براى آنان مشاركت مستقيم در اين اقدامات غير قانونى است. از آنجا كه سنتا مبادلات نفتى بر اساس دلار بوده است، قسمت قابل ملاحظه اى از در آمد صادرات نفت ايران دلارى است و معاملات دلارى نيز الزاما بايستى از مراكز مالى آمريكا تسويه شود.  اين امر به نظر مى رسد يك مانع قابل ملاحظه در مشاركت بين المللى ايران باشد. بر اساس اعلام خزانه دارى آمريكا براى بانك هاى خارجى مانعى در فروش اسكناس دلار به بانك ها و افراد ايرانى وجود ندارد. ليكن معاملات حجيم دلارى  الزاما بايستى از طريق شبكه بانكى انجام شود و اين امر نيز هنوز مشمول تحريم قرار دارد. از آنجا كه علاوه بر بخش مالى، ماخذ بسيارى از تكنولوژى هاى مربوط به بخش انرژى و رشته هاى پيشرفته صنعتى، حمل و نقل و كشاورزى در آمريكا است، به نظر مى رسد يافتن راه هاى برخورد و مقابله با اين بخش از تحريم ها چالش ديپلماتيك و حقوقى بعدى كشور تلقى شود. 

نكته قابل توجه ديگر در مراحل بعدى برداشته شدن تحريم ها، چگونگى استراتژى جمهورى اسلامى در ارتباط با بخش نفت و صادرات آن است. يك وجه از برداشته شدن تحريم ها امكان مجدد فروش آزادانه نفت در بازار هاى جهانى است. مطرح شدن امكان عملياتى شدن توافق هسته اى و طرح اين بر داشت كه در پى اين رخداد ايران بازار هاى نفت را باسيل جديد عرضه رو برو مى كند سبب شد كه مجددا در چند روز اخير قيمت نفت تنزل يابد. گرچه كسب سهم بازار حق ايران است ليكن به نظر مى رسد در اين باب نيز فعال شدن وجه ديپلماتيك مطلب ضرورى است. بر داشته شدن تحريم ها اين امكان را فراهم مى كند كه ايران با ساير توليد كنندگان اوپك و غير اوپك براى كنترل بازار بحرانى كنونى نفت وارد مذاكره شود. صرف  اقداماتى از اين دست، ذهنيت افزايش بى رويه عرضه را منتفى كرده و ممكن است مانع سقوط بيشتر قيمت نفت شود.

 

بر داشته شدت تحريم ها ضرورت اصلاحات اقتصادى داخلى را از اهميت بيشترى بر خوردار مى كند. چه اين كه اكنون كه مشكل تحريم هاى بين المللى مطرح نيست مشكلات و تنگنا هاى داخلى مانع عمده همكارى سازنده با شركت ها و موسسات بين المللى خواهد بود. مواردى از اين دست كه يك اداره بوروكراتيك بتواند اقدام يك وزارت خانه را در امر ايجاد تعادل در ماليه يك بخش مهم، از تنها طريق موجود و ممكن يعنى تغيير نرخ ها، مختل كند علائم مفيدى براى سر مايه گذارى و همكارى نخواهد بود.  

همچنين است شرايط بازرگانى خارجى كشور كه نيازمند به يك باز نگرى و باز سازى اساسى بر اساس شرايط جديد دارد. در اين مورد نيز بر چيدن بساط قاچاق سازمان يافته كالا و ايجاد تجارت بين المللى شفاف و زمينه سازى ايجاد نهاد هاى خصوصى تجارتى پاسخگو و مسئوليت پذير ضرورى است. چه اين كه در شرايط رواج قاچاق، در بسيارى موارد حقوق مصرف كنندگان ضايع مى گرديد چون مسئوليت پاسخگويى در مقابل كيفيت كالا و قطعات و تدارك خدمات بعد از فروش بر عهده كسى نمى بود، يا در موارد معدودى هم كه نمايندگى شركت هاى خارجى در كشور حضور داشتند به نحو مطلوب انجام نمى شد.

اكنون كه تجارت بين المللى خارج از قيود تحريم ممكن است، امكان كاهش اتكا به خدمات تجارى از طريق امارات متحده نيز مهيا است. ليكن اين زمينه نيز نيازمند ايجاد آمادگى در تجهيزات و امكانات زير بنايى و روش هاى مديريت كار آمد بندرى و مالى و اصلاح در قوانين و مقررات و روش هاى دست و پاگيرى است كه طى سالها  پايدار شده اند

 

 

يك نمونه ضايعات سهميه بندى دولتى

خبر زير روز يكشنبه در منابع خبرى منتشر شد. از اين مورد كه نياز به كنكاش دارد بگذريم اين داستان تكرارى است. سيزده كاميون كتاب- كتاب هاى پزشكى- از انبار يك ناشر روانه كارخانه مقوا سازى شد تا خمير شود! كاغذ سهميه اى و انتظار مشترى تضمينى از طرف دولت. بى پروايى در مصرف منابع و بى خيالى در مورد كميت و كيفيت توليد. بايد ديد چه حجم از كاغذ مصرفى كاغذ سهميه اى بوده است و چه ميزان ساير منابع دولتى وارد اين فعاليت شده كه يك ناشر بى پروا به چاپ كتاب هايى دست زده - كه به اقرار خود ناشر- صاحبان آن حرفه حتى مفت هم آن كتاب ها را نمى پذيرند و بايد در يك حركت، سيزده كاميون كتاب را براى تبديل شدن به مقوا به خمير تبديل كند. و البته كارگاه هاى مقوا سازى از اين مشتريان بسيار دارند. اين نوع فعاليت ها است كه تحت لواى اقتصاد دولتى و كنترل شده در زمينه ها و رشته هاى مختلف در جريان است و به جز ضايع كردن منابع نتيجه اى حاصل نمى كند. اين كاغذ ها و ساير نهاده هايى كه صرف توليد اين كتاب ها شده عمدتا وارداتى و با فروش منابع طبيعى كشور حاصل شده و به اين سادگى بر باد مى رود. اگر يك ناشر بر اساس اصول اقتصاد بازار فعاليت مى كرد ابتدا تقاضا براى محصول خود را مى سنجيد، هزينه و فايده كار خود را بررسى مى كرد كيفيت و تناسب محصول براى نياز متقاضى را به حساب مى آورد و پس از آن و با احتياط كامل به انتشار يك كتاب اقدام مى كرد و سپس در صورت موفقيت به كتاب بعدى مى پرداخت، و چنين خساراتى ببار نمى آمد. اگر سياستگذران مدافع اقتصاد دولتى و قيمت گذارى دستورى و سهميه بندى به اين موارد توجه مى كردند اقتصاد دانان را به بر خوردارى از نگاه تئوريك و دور از واقعيت متهم نمى كردند. به نظر مى رسد اين ها واقعيت هايى است كه زاده اقتصاد دولتى است و آن سياستگذاران نمى خواهند به آن توجه كنند. علاقمندان به اين بحث مى توانند سابقه موضوع را در مطلب مورخ ١٨ دى ماه همين سايت پيگيرى كنند. و اينك متن خبر:  

یکشنبه ۲۰ دى ۱۳۹۴

سیزده خاور کتاب خمیر شد!

 

یک ناشر کتاب‌هایش به ارزش یک میلیارد تومان را در ۱۳ خاور روانه کارخانه خمیرسازی کرد تا تنها ۳۰ میلیون تومان عایدش شود. 

 

انتشارات xxxx در روز پایانی هفته گذشته اقدام به فروش حجم زیادی از کتاب‌های سال‌های 2008 تا 2010 خود به کارخانه‌های خمیر کاغذ کرد. این انتشارات که کتاب‌های مربوط به گروه پزشکی را منتشر می‌کرد، حجم زیادی از کتاب‌های سال‌های 2008 تا 2010 که ارزشی در حدود  70 تا 90 میلیون تومان داشت را  به ازای سه میلیون تومان روانه کارخانه‌های خمیرسازی کرده و 13 خاور کتاب را در مجموع 30 میلیون تومان فروخته،‌ در حالی که رقم واقعی آن‌ها یک میلیارد تومان بوده. فرهاد xxxx مدیر این انتشارات گفته: پنجشنبه 17 دی ماه دو خاور روانه شدند و فردا یکشنبه 20 دی ماه تعدادی دیگر از کتاب‌ها روانه خواهند شد،‌ اکنون اگر سری به انبار انتشارات ما بزنید‌، خواهید دید که تمامی کتاب‌ها مرتب به روی هم چیده شده و تا ارتفاع 6 متری بالا رفته‌اند،‌ کتاب‌های دانشگاهی و پزشکی که متعلق به سال‌های 2008 تا 2010 است.

مدیر این انتشارات در مصاحبه‌ای از تلاش‌های‌اش برای فروش کتاب‌ها به یک دهم قیمت به وزارت بهداشت و اهدای کتاب‌ها به شکل رایگان صحبت کرده که همه‌گی بی‌نتیجه و بی‌پاسخ مانده و این ناشر را مجبور به فروش کتاب‌ها به کارخانه‌ی خمیرسازی کرده.

 

 

 

در باب بحث قيمت گذارى آمرانه و پيشنهاد انحلال سازمان حمايت

 

١٨ دى ماه ١٣٩٤

 

اخيرا بحث قيمت گذارى اجبارى دولتى و نقش آن در تخريب ظرفيت هاى توليدى كشور و ممانعت از سرمايه گذارى و كار آفرينى مجددا مطرح شده و برخى از كارشناسان و مديران اجرايى نيز خواستار انحلال سازمان حمايت از مصرف كنندگان و توليد كنندگان، كه محور اجرايى اين شيوه بوده است، شده اند. اين سازمان طى ده ها سال به صورت يك كابوس براى فعالان اقتصادى در آمده بود چه اين كه بر اساس قوانين قابل بحث و انتقاد به همراهى سازمان تعزيرات براى بسيارى از مديران خصوصى و دولتى پرونده تعزيراتى تشكيل داده كه رسيدگى به آن ها بعضا ماه ها وقت و اعصاب آن افراد را ضايع مى كرده است. اكنون كه راهى به جز فعال كردن اقتصاد داخلى در پيش رو نيست و اميدى به نفس مسيحايى در آمد نفت براى زنده كردن اقتصاد باقى نمانده، بر اساس اين زمينه ها و سوابق بود كه بحث قيمت گذارى دولتى مجددا مطرح شده و نظرات مخالف و موافقى در نشريات مطرح گرديده است تا بلكه راه هايى براى فعال شدن اقتصاد باز شود. 

 

در شماره ١٦٠ مجله تجارت فردا مصاحبه اى با آقاى دكتر محمد على نجفى درج شده كه ايده كلى مطالب مطرح شده توسط ايشان قابل دفاع است. ليكن چند نكته مهم وجود دارد كه مى تواند مورد توجه بيشترى قرار گيرد. قبل از پرداختن به مطلب لازم است نكته اى را توضيح دهم. اول اين كه آقاى دكتر نجفى از نقطه نظرات مختلف مورد احترام نويسنده متن حاضر بوده اند. از نظر تحصيلات، هوش و استعداد، سوابق مديريتى، سجاياى اخلاقى و ويژگى هاى بارز انسانى كه مورد تائيد تمام كسانى است كه ايشان را مى شناسند. به دليل اهميتى كه براى نظرات ايشان قايل هستم، اين جانب مصمم شدم كه در مورد نكات مطرح شده توسط ايشان نكته هايى را مورد بحث قرار دهم.ادامه

در تمجيد جمشيد بسم الله

١٨ آذرماه ١٣٩٤

من نمى دانم جمشيد بسم الله كيست و چه نوع شخصى است. ليكن اين كه منابع خبرى دولتى اورا فردى معرفى مى كردند  كه يك تنه بازار ارز كشور را در دست داشته و بازوى بانك مركزى و نهاد هاى بزرگ را مى پيچانده و همآورد همه در تعيين نرخ ارز بوده و با تعيين قيمت ارز حريف همه مى شده است، سبب مى شود كه اينجانب براى يك پهلوان با اين اوصاف احترام بى حدى قائل شوم. ليكن واقعيت چنين نيست و مقامات دولت هاى مختلف از قبل از انقلاب تا كنون نخواسته اند قدرت نهاد مباده داوطلبانه مردم را به رسميت بشناسند، و بر اساس آن سياست گذارى كنند تا بلكه موفق شوند. مانند مهندس راه سازى كه قدرت سيل خروشان را به حساب نياورد و تخته پاره اى كه بر روى سيل در حركت است را عامل حركت سيل بداند و تخريبى كه حاصل از ناشى گرى خود اوست را به گردن آن تخته پاره بياندازد.ادامه 

 

 


بخشنامه ممنوعيت ورود كالا از آمريكا



٢٣ آذرماه ١٣٩٤

شايد براى كشورى كه خود در معرض تحريم ديگران است قابل توجيه نباشد كه خود را مشمول تحريم خويش نيز قرار دهد. در گذشته خبر هاى متعددى از تصميم هاى دولتى در مورد ممنوعيت ورود كالا از برخى كشور ها (به عنوان اقدامات تنبيهى بر عليه اقدامات سياسى آن كشور ها)مطرح مى شد. در موردى ورود يك كالاى ضرورى از يكى از كشور هاى آمريكاى جنوبى ممنوع شد و اين كالا كه  واردات حجيم آن به دليل نياز داخلى سابقه اى طولانى داشت، پس از اعلام تحريم دولت از طريق مكانيزم هاى تجارت بين المللى و تحميل هزينه بالا تر و پرداخت بى دليل به تجار يك كشور واسط، وارد مى گرديد. اقدامات تحريم و ممنوعيت واردات از طريق دولت سبب نشد كه ورود كالا به كشور متوقف شود. بلكه تجارت  را به شيوه هاى غير مستقيم و از جمله قاچاق مرسوم كرد. راه حل كنترل واردات، تسهيل تجارت رسمى (خارج كرن قاچاقچيان بزرگ از بازار و ايجاد شفافيت در مرواده هاى بين المللى) و سازمان دادن نظام تعرفه اى كشور است. ليكن تا مادام كه رژيم رسمى تجارت كشور شامل روش هاى دستورى و مشابه آن است كدام كالا است كه، عليرغم تحريم هاى بيرونى و ممنوعيت هاى درونى، متقاضى داشته باشد و در بازار داخلى كشور يافت نشود؟  

خبر زير در روز ٢٣ آذر ماه بر روى برخى سايت هاى خبرى قرار گرفت. اينجانب نسبت به وظائف "سازمان توسعه تجارت" بى اطلاع هستم. ليكن اگر وظيفه آن مانند صدور بخشنامه هاى اين چنينى است  به نظر مى رسد براى آن "سازمان محدود كردن تجارت" عنوان مناسبترى باشد. از اين گذشته اگر اين مطلب به صورت صحيح و دقيق در سايت هاى خبرى منتشر شده باشد  متن آن مى تواند اسباب تعجب بسيار باشد. از همه اقلام كه بگذريم مى توان پرسيد كه چند درصد از شركت ها و تجار تا كنون تانك و عرابه زره پوش از آمريكا وارد كرده اند؟...نگاهى به ساير اقلام هم نشان عمق اطلاعات اين سازمان و آمرين بخشنامه از تجارت بين المللى است!!  

واينك متن خبر:

"سازمان توسعه تجارت طی بخشنامه جدیدی، واردات 227 قلم کالا از آمریکا را ممنوع اعلام کرد.

یک مقام مسئول در سازمان توسعه تجارت در گفت‌وگو با ایسنا، ضمن اشاره به ابلاغ این بخشنامه‌ به سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان‌ها، گفت: در میان کالاهای ممنوعه وارداتی از آمریکا، واردات ۸۰ کالا از گروه کالایی ۹ و ۱۴۷ کالا از گروه کالایی ۱۰ ممنوع شده است.

این ابلاغیه در پی دستور اخیر محمدرضا نعمت‌زاده - وزیر صنعت، معدن و تجارت - در خصوص ممنوعیت واردات کالاهای مصرفی از ایالات متحده آمریکا صورت گرفته است.

بر اساس اعلام سازمان توسعه تجارت، پوشاک و متعلقات آن، انواع لوازم التحریر، تمبر، شامپو، فرآوده های آرایش ناخن و اصلاح صورت، اشیاء جشن کریسمس، مجسمه، اشیاء دست ساز از استخوان، دستمال سفره، بامبو یا نخل رونده، تابلو نقاشی و متعلقات آن، اشیاء کلکسیونی و اشیاء عتیقه از کالاهای ممنوعه وارداتی از آمریکا هستند.

همچنین در بین محصولات خوراکی ممنوع‌الورود از ایالت متحده آمریکا می‌توان به انواع چای، سس، سرکه، نمک، انواع آدامس، آب معدنی و آب گازدار اشاره کرد.

تانک و سایر انواع ارابه های زره پوش جنگی، وسایل نقلیه، سینمای خانگی، نوار کاست تصویری، انواع CDو DVD ، مبل، صنایع دستی،‌انواع لامپ، سیگار برگ، توپ بد مینتون، میز بیلیارد، خمیر و نخ دندان، کاغذ توالت، انواع باطری، پشت دری، پاکت و در بازکن از جمله کالاهایی هستند که سازمان توسعه تجارت ممنوعیت ورود آنها از آمریکا را به ادارات استانی خود اعلام کرده است. "

 

 

در باب كودك مجروحى كه به دليل عدم پرداخت هزينه بیمارستان، پزشك و پرستار بخيه صورت اورا گشودند و بقيه ماجرا

 

محمد طبيبيان

 

١٨ آذرماه١٣٩٤

در خبر ها آمده است كه يك پزشك و پرستار به دليل رفتار نا شايست از كار بر كنار شدند. دليل اين امر نيز حقيقتا تاسف بار و دل آزار است. طبق روايت جرايد، كودكى در ناحيه صورت مجروح شده و به بيمارستانى در خمينى شهر اصفهان مراجعه  و زخم صورت او بخيه مى شود. چون مادر كودك قادر به پرداخت يكصد و پنجاه هزار تومان هزينه بيمارستان نبوده گويا دكتر و پرستار بخيه ها را مجددا باز كرده و كودك را مرخص مى كنند. اين رخداد بى تريد يك تراژدى است و قلب هر انسانى را بدرد مى آورد. مسئولين محترم هم در پى آشكار شدن اين مطلب مديران بيمارستان را عزل كرده و پزشك و پرستار مربوط را مورد تنبيه ادارى قرار داده اند.

ليكن بر خورد با اين مورد نيز مشكل اصلى را حل نمى كند. و آن مشكل نيز بلاتكليفى تامين هزينه بيمارستان ها است. به اين معنى كه در موارد متعددافرادى براى معالجه و يا عمل جراحى به بيمارستان، چه خصوصى و چه دولتى مراجعه كرده اند و سپس راه خروج را در پيش گرفته و آنجا را ترك كرده اند. در مواردى اين امر موجب نوعى بازى موش و گربه بين بيمار و مركز در مانى شده است. براى مثال مواردى در اخبار آمده مبنى بر اين كه بيمارستان جلو خروج بيمار را، به دليل عدم پرداخت هزينه بيمارستان پس از كسب بهبودى، گرفته و اين موضوع نيز به عنوان يك عمل غير انسانى در جرايد منعكس شده است. يا موارى وجود داشته كه در هنگام ترخيص بيمار، تعدادى از اقوام و آشنايان جمع شده و با جنجال و مقابله با كادر انتظامات بيمارستان در واقع بيمار خود را ربوده اند بدون اين كه هزينه بيمارستان را پر داخت كنند.  يا اين كه يك مركز درمانى، براى اجتناب از هزينه بيشتر درمان كردن يك بيمار تهى دست، وى را با سرم در دست در اطراف شهر رها كرده اند. از اين دست وقايع به دفعات شنيده شده يا در جرايد آمده است. چنانكه چند سال پيش  دوستى كه در خدمات درمانى شاغل است تعريف مى كرد برخى از آمبولانس ها در هنگام حمل مجروحان سوانح و يا بيماران اورژانسى يك ارزيابى اوليه از شرايط مالى آن ها بر اساس مشاهدات آنى در محل سانحه و يا مراجعه به محل و يا منزل انجام مى دهند و اگر بيمار از وضع مالى خوبى بر خوردار نبود او را به اورژانس برخى بيمارستان هاى خصوصى نبرده بلكه به اورژانس يا پشت در يك بيمارستان دولتى مى رسانند و رها مى كنند. گويا فوائدى نيز در اين ممانعت از تحميل  هزينه به برخى مراكز براى آن ها وجود داشته است.ادامه

 

 

 

 

در مورد كتاب

١٠ آذر ماه ١٣٩٤

 

مبحث تاثير كتاب بر "نفوذ"- به اين معنى كه گويا كتاب هم وسيله نفوذ اجنبى است- كه اين روز ها مطرح شد باز هم موضوع شرايط كتاب و نشر را تداعى كرد. در اين جا چند مورد از تجربه شخصى را ذكر مى كنم. در چند ماه گذشته با دوستانى كه در كار انتشارات فعال هستند صحبت و تماس داشتم. در يك كشور با جمعيت بيش از ٨٠ ميليون نفر و تعداد با سواد رسمى در جمعيت ٦ ساله و بالاتر در  حد ٦٧ ميليون نفر،  تيراژ كتاب ها معمولا بين پانصد تا دو هزار است(تيراژ بسيارى از روزنامه ها هم در اغلب موارد ناچيز و حتى با كمك مالى وزارت ارشاد در همان حد چند هزار بيشتر نيست). برخى كتاب هاى عمومى در حيطه هائى كه روانشناسى و مانند آن خوانده مى شوند، و در واقع هم روانشناسى علمى نيستند، و وظيفه آن ارائه التيام به مشكلات ذهنى خواننده است، تيراژى بيشتر دارند. هم چنين رمان ها كه معمولا با مشكل تصحيح و باز رسى شديد رو برو هستند، به نحوى كه نويسندگان در موارد متعدد زبان به شكايت گشوده اند، نيز طرفدارانى دارند. به هر حال در مورد اين كتاب ها هم تيراژ كتاب در حد پنج هزار نيز از موارد كم ياب تلقى مى شود. آن هم براى كتاب هايى مانند افسانه، رمان، شعر و كتاب هاى عمومى روانشناسى و مانند آن كه پناهگاه ذهنى است براى خواننده اى كه به دنبال آرامش بخشيدن به ذهن خويش است در تنگناى نارسائى ها و تلخ كامى هاى مختلف زندگى. ادامه

 

سه گفتار در مورد مشکلات اساسی اقتصاد کشور

محمد طبیبیان

26 آبان ماه 1394

اول

 

 

باز هم نوشداروى اعتبارات ارزان قيمت؛ معماى فرو رفتن بنگاه هاى اقتصادى در باتلاق بدهى

به نظر مى رسد براى برخى صاحب نظران و مسئولين نيز اعتبارات ارزان قيمت بانكى نوشداروئى تلقى مى شود كه قرار است به جان خسته اقتصاد رمق جديدى بدمد. در گوشه و كنار نشريات براى توجيه اين شيوه نيز مطالبى مطرح مي شود. استدلال هاى مشابه مطلب زير را زياد مشاهده مى كنيم: "نرخ تورم حدود پانزده در صد است، كار آيى توليد پائين و يا منفى و در بهترين شرايط مثلا يك درصد است. حال چگونه واحد هاى اقتصادى مى توانند نرخ حدود ٢٦ درصدى تسهيلات را تحمل كنند و بپردازند؟ آيا غير از اين است كه بايد در اين وام گيرى متقبل ده درصد زيان شوند؟ بنابر اين در شرايط ركود فعلى بخش واقعى كه بازده ندارد مرتبا در باتلاق بدهى فرو مى رود..."

چون اين رخداد در اقتصاد تكرار مى شود يعنى وجود دارند برخى متقاضيان با بازدهى نزديك به صفر و شرايط تورم مثلا ١٥ در صد كه متقاضى دريافت اعتبار با نرخ ٢٦ درصد و بالاتر هستند، بايستى براى اين پديده توجيه منطقى يافت. يعنى  تبين كرد كه چرا برخى فعالان اقتصادى اين نرخ هاى تسهيلات بالا را مى پذيرند؟ كسانى كه غير ممكن بودن اين فرا گرد را مطرح مى كنند لازم مى شود براى آن توضيحى ارائه كنند. توضيح متعارف اين تحليلگران نيز اين است كه فعالان اقتصادى كه زير بار اين معامله مى روند از درد لا علاجى و براى تداوم حيات خود چنين فداكارى را انجام مى دهند و دائم در باتلاق بدهى فرو مى روند.ادامه

 

 

 

 

 

 

 

به مناسبت اعطاى جايزه نوبل اقتصاد سال ٢٠١٥ به آنگوس دیتون

محمد طبیبیان

21 مهرماه 1394

در روز ١٣ اكتبر، كميته نوبل جايزه امسال نوبل اقتصاد را به آنگوس ديتون اعطا كرد. توضيحى كه براى اين انتخاب توسط كميته نوبل ارائه شده در پائین آمده است. ليكن قبل از آن ذكر يك مقدمه مى تواند مفيد باشد.  پژوهش ديتون ابتدا در مورد توسعه دستگاه معادلات تقاضا انجام گرفت. دست آورد هاى اين زمينه کاری مورد استفاده وسيع در ساير زمينه ها پژوهشی و کار بردی  نيز یافت. از  دهه ١٩٧٠  اقتصاد دانان به نحو فزاينده اى به اين امر توجه كردند كه تخمين معادلات تقاضا به صورت تك معادله داراى ايراد و كمبود هاى اساسى است(ابتدا تخمین تقاضا برای کالا های مختلف مانند غلات، شکر، قهوه و یا فلزات ...با استفاده از یک معادله انجام می شد ). به همين دليل نيز اقتصاد دانان توجه خود را به  استنتاج دستگاه هاى معادلات از توابع مطلوبيت مستقيم و غير مستقيم معطوف كردند. ليكن بسيارى از اين دستگاه ها(مانند دستگاه معادلات مخارج خطى موسوم به استون- گيرى) نيز وارث محدوديت هاى ذاتى توابع مطلوبيتى بودند كه مبناى  استنتاج  قرار مى گرفت. در دهه ١٩٨٠ شكل هاى توابع انعطاف پذير مطرح شدند كه معمولاً در اطراف بسط سرى تيلور توابع مطلوبيت ضمنى ايجاد مى شدند. اين توابع هم از محدوديت هاى خاص خود بر خوردار بودند. آنگوس ديتون يك دستگاه معادلات استنتاج كرد كه هم انعطاف پذير بود و هم از بسيارى كاستى هاى دستگاه های قبلی عارى. به اين دستگاه "معادلات تقاضاى تقريبا ايده آل(Almost Ideal Demand Systems-AIDS) گفته  شده است."ادامه

 

توضيح پيرامون نرخ سود يا بهره ضمنى در نظام اقتصادى

محمد طبیبیان[1]

14 مهر ماه 1394

اقدام  براى انتشار اوراق قرضه دولتى به سال هاى قبل از پيروزى انقلاب بر مى گردد. از موارد قابل ذكر تصويب قانون "انتشار اسناد خزانه"مصوب سال ١٣٤٣ و قانون "انتشار اسناد خزانه و اوراق قرضه " مصوب سال ١٣٤٨ است.  ليكن اين اقدامات كه در جهت تقويت بازار هاى مالى مفيد مى بود با افزايش در آمد نفت متوقف گرديد. اخيرا اقدام در جهت انتشار اوراق مالى تحت عنوان "اسناد خزانه اسلامى" انجام شده كه، اگر از برخى جزئيات آن بگذريم، به طور كلى مى تواند اقدام مفيدى تلقى شود. از جمله فوائدى كه بر اين كار بر شمرده شده رو نمائى نرخ سودى است كه با كار كرد اقتصاد همخوانى داشته باشد. این وجه از مطلب مورد توجه بسیاری از ناظرین و دست اندر کاران بخش های مالی و پولی و اقتصاد دانان بوده و بنابر این نیازمند توجه ویژه است.ادامه

 

 

 

پرسش هائی پیرامون کتاب "روش علم، باز خوانی اسلوب های اندیشه علمی از عصر روشنگری تا کنون"

14 مهر ماه 1394

در سال گذشته کتابی که مربوط به پاره ای از یاد داشت های درس روش تحقیق دوره کارشناسی ارشد برنامه ریزی سیستم های اقتصادی اجتماعی بود را تکمیل کرده و برای چاپ به انتشارات دنیای اقتصاد سپردم. این کتاب در سال 1393 منتشر گردید. در پیش گفتار کتاب در مورد کتاب مزبور توضیح داده ام. از جمله این که این مطالب مربوط به تدریس قبل از بازنشستگی اجباری من بود لیکن در فرصت هائی که بدست آمد امکان تکمیل آن فراهم شد، بنا بر این تا زمان تالیف در حد توان اینجانب بهنگام است. دیگر این که هدف کتاب در درجه اول دانشجویان دانشگاه و در درجه دوم افراد علاقمند به مباحث فلسفه و روش علم بود.

اخیراً مجله آینده نگر که خود را صدای بخش خصوصی ایران معرفی می کند و وابسته به اطاق بازررگانی و صنایع و معادن است در مصاحبه ای پیرامون این کتاب پرس و جو کرد. البته طی ده ها سال هائی که با نشریات ارتباط داشته ام متوجه این نکته شده ام که پرسش هائی که مطرح می شود از پاسخ هائی که من ارائه می کنم مهمتر است زیرا روزنامه نگاران جوان بر حسب آن چه از شرایط و جو عمومی برداشت می کنند پرسش های خود را مطرح می کنند. به همین دلیل نیز این پرسش ها برای من آموزنده بوده است و زوایای تازه ای را برایم مطرح کرده است. در این جا این مصاحبه را برای دوستان به اشتراک می گذارم.ادامه

 

سخنرانی در جلسه حزب کارگزاران

 دکتر محمد طبیبیان

پنجشنبه، پانزدهم مرداد 1394 

 

اقتصاد ایران امروز دوران جدیدی را تجربه می کند. توافق هسته ای، مسئله مشکلات اقتصادی، بحث سرمایه گذاری خارجی و بسیاری از مسائل مطرح همگی در دورانی رخ می دهد که فضای داخلی اقتصادی کشور نیاز به بازنگری اساسی و اصلاح ساختاری دارد. این زمینه ها طبعاً از نگرانی ها و موارد مورد توجه گروه ها و احزاب سیاسی کشور است.

آنچه در حیات و فعالیت و پایداری یک حزب سیاسی نقش آفرین است دکترین یا پارادایم های فکری است که ناظر بر ایجاد همجهتی و هماهنگی بین کنش های فعالان سیاسی آن حزب می شود. یک پارادیام یا فرا دیدمان یک مجموعه از دیدمان های به هم پیوسته است که به سیاست ها و اقدامات یک جریان سیاسی وحدت و جهت می بخشد. به همین دلیل بیش از آنکه به طور مشخص وارد بحث شوم، لازم است از آقای هاشمی رفسنجانی یاد کنم. سیاست گذاری ها و خط مشی های ایشان حتی در سال های بعد از دولت ایشان، در تبیین چارچوب های کلی اقتصادی کشور نقش بسیارتعیین کننده ای داشته است. آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوریشان پارادایم های خاصی را در حیطه های اقتصادی و اجتماعی تعیین و پیگیری کرده اند که از آزمون زمان موفق از آب در آمده است. زیرا دولت های بعدی نیز پس از آزمون و خطا و بعضا مخالفت و معارضه اولیه به سوی همان سیاست ها رجعت کرده اند. آن ایده ها البته در بسیاری موارد به صورت اشتباه و غلط بازآفرینی و اجرایی شده اند. امروز امیدوارم این پارادایم ها بخصوص در زمینه اقتصاد مورد بازنگری قرار گرفته و آموخته های آن به عنوان دکترین جریان های سیاسی که دل درگرو پیشرفت و تعالی کشور دارند  مورد استفاده قرار گیرد. بی تردید در بازنگری این پاردایم ها ممکن است، ایراداتی پیدا شود و با اتکاء به تفکر جمعی این ایرادها بحث و برطرف شود. اما به هرحال امروز یکی از نیازهای بسیار مهم ما بازآفرینی دکترین اقتصادی-اجتماعی مورد نیاز کشور است. تجربه گذشته نیز نشان می دهد که اتکاء به همان الگوی دولت آقای هاشمی و البته اجرای صحیح سیاست ها می تواند کمک موثری برای اقتصاد ایران باشد. به هرحال همه می دانیم، در طول 20 سال گذشته برخی انحرافات در فضای اقتصادی کشور رخ داده که هم از منطق اقتصادی خارج بوده و هم با آن پاردایم ها و فرا دیدمان ها فاصله داشته است.ادامه

 

 

در گذشت جان نش نظريه پرداز تئورى هماوردى

محمد طبيبيان

5 خرداد ماه 1394

در روز 23 ماه مى ٢٠١٥ (دوم خرداد ماه ١٣٩٤)جان نش و همسرش اليشا در يك تصادف اتومبيل دار فانى را وداع گفتند. جان نش ٨٦ ساله و اليشا ٨٢ ساله بود.  آن ها از سفر نوروژ باز مى گشتند كه در آن مشهور ترين جايزه دست آورد رياضى يعنى جايزه (Abel) به او و يك رياضى دان ديگر به نام نيرن برگ مشتركاً اعطا شده بود. اين جايزه براى دست آورد آن ها در رياضيات معادلات ديفرانسيل توسط پادشاه نوروژ هارالد پنجم به اين دو نفر اعطا شد.  هنگام باز گشت از سفر، تاكسى كه  جان نش و همسرش را از فرودگاه به خانه مى برد در اتوبان به نرده هاى حاشيه اى بر خورد كرد و هر دو از اتومبيل بيرون افتاده و در دم جان باختند. راننده تاكسى فقط دو هفته سابقه رانندگى تاكسى داشته و اين يك تاسف است كه يك سابقه نا چيز تجربى حاصل عمرى تجربه با ارزش را به سادگى بر باد دهد. جان نش براى رياضى دانان و شايد بيشتر براى اقتصاد دانان نامى آشنا است. او اولين رياضى دانى بود كه جايزه نوبل اقتصاد را در سال ١٩٩٤ به دست آورد. همچنين نام آشنايى براى عموم است به دليل فيلم "يك ذهن زيبا" كه بخشى از سر گذشت او و همسرش اليشا را به تصوير مى كشد. اين فيلم در ايران نيز به نمايش در آمد. او متولد وست ويرجينيا در آمريكا و از خانواده اى نه چندان ثروتمند بود. ليسانس خود را در رياضى از دانشگاه كارنگى ملون گرفت و براى اخذ دكترا به دانشگاه پرينستون رفت. مى گويند در توصيه نامه اى كه يكى از اساتيد دوران ليسانس او به دانشگاه پرينستون نوشت فقط يك جمله نوشته شده بود؛ "اين فرد يك نابغه است" . او پس از اخذ دكترا، همچنان تا آخر عمر در دانشگاه پرينستون به پژوهش مشغول بود. 

 

شهرت او در اقتصاد به دليل اثبات تعادل در هماوردى يا بازى هاى معارضه اى است

 (non cooperative games) كه به نام او به "تعادل نش" مشهور است. Game theory در فارسى به عنوان نظريه بازى ها ترجمه شده، كه صحيح نيست و شادروان دكتر فرهنگ ترجمه "نظريه هماوردى" را به كار برده است كه رسا تر است.  كار در مورد  نظريه هماوردى يا نظريه بازى ها توسط جان وُن نويمن و اسكار مورگٍن اٍسترن از دهه ١٩٤٠ شروع شده بود و در كتاب " نظريه هماوردى و رفتار اقتصادى" كه در سال ١٩٤٤ توسط اين دو به چاپ رسيد، معرفى گرديد. ليكن نقش جان نش اثبات وجود تعادل در هماوردى هاى معارضه اى بود. اين اثبات افق هاى جديدي را در اقتصاد، علوم سياسي، استراتژى نظامى، و زيست شناسى گشود. با قرار گرفتن نظريه هماوردى بر پايه هاى مستحكم، علم اقتصاد از علم نظريه قيمت به حيطه هاى جديد و دامنه هاى پر ثمر علمى و كاربردى جديد كشانده شد. در همين سايت چند سال پيش يك مقاله در اين مورد قرار داده شده، تحت عنوان "تعادل در معارضه"(این مقاله ابتدا در سایت رستاک که مدتی است از کار باز مانده منتشر شده بود)، علاقمندان مى توانند از طریق لینک بایگانی در بالای صفحه، ملاحظه كنند. روان اين زوج بياد ماندنى شاد باد. 

 

نقش سيستم بانكي در تامين اعتباري توليد و سرمايه گذاري

محمد طبیبیان

این مقاله در دومین کنفرانس ایکوبیگ (صنعت بانکداری و اقتصاد جهانی) در شهریور ماه 1393 ارائه شده و با توجه به مباحث موجود در مورد سیاست پولی در کشور با اجازه دبیرخانه همایش در اینجا ارانه می شود

 

 14 اردیبهشت 1394

چکیده

 هر گاه صحبت از نقش نظام بانكي در تامين منابع بخش های توليدی مي شود معمولا تصور متعارف اين است كه بانك ها منابع بي حد وحسابي را در اختيار دارند و مي توانند مشكلات بنگاهاي اقتصادي را از طریق تامین اعتبار ارزان قیمت مرتفع نمايند. رویکرد مزبور یک برچسب یا تابلوی رایج نیز به دست آورده که " ضرورت رفع مشکل کمبود نقدینگی بخش تولید " است. اين تصور که مشکلی به نام کمبود نقدینگی بخش تولید وجود دارد و راه حل آن نیز تامین اعتبارات ارزان قیمت سیستم بانکی است، نه تنها در سطح جامعه بلكه در بين دولتمردان نيز رواج داشته و به همين دليل نيز از طريق تصميم هاي سياسي طی ده ها سال پیگیری و اعمال شده است. علیرغم اينكه اجرائی کردن این تصور سبب تزریق منابع بانکی طی ده ها سال و افزايش مانده اعتبارت بانك ها به صورت مستمر شده، ليكن با توجه به شواهد آماری تاثير اين شیوه بر رفع مشكلات بنگاهاي اقتصادي نيز قابل ترديد است. در این مقاله سعی می شود دلائل این عدم توفیق بررسی شود. نکته قابل توجه این است که مسئله ای که تحت عنوان کمبود نقدینگی در بخش تولید رایج شده، در واقع یک مسئله نبوده و چند گروه از مسئال مختلف و با ریشه های متنوع است. در این گزارش ابتدا سعی می شود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا با توجه به روند متغییر های پولی می توان نتیجه گرفت که در واقع  نظام بانکی در تزریق منابع اعتباری به اقتصاد کشور دچار کوتاهی بوده است ؟ این مطلب در بخش دوم گزارش مورد توجه قرار می گیرد.ادامه

 

 

 

از عهد بابل باستان تا قرن بيست و يكم: مطلب كنترل دستورى قيمت ها

6 اردیبهشت 1394

باز هم کنترل دستوری قیمت

اخيرا توسط يك مسئول گرانقدر بخشنامه جديدى صادر شده براى كنترل دستورى قيمت ها كه قاعدتاً بايستى ابتكار عمل جديد يكى از مديران اقتصادی ستادى دولت باشد. اين مطلب را بر روى سامانه دولت مورخ ٢٢/١/١٣٩٤مى توانيد ملاحظه كنيد؛

"نظر به اهمیت و ضرورت کنترل و نظارت بر قیمت‌ها و به منظور ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در قیمت گذاری کالاها و خدمات و با توجه به سیاست‌ها و اقدامات دولت در کاهش نرخ تورم و استمرار این سیاست ‌در سال جاری و با عنایت به صلاحیت دولت در هماهنگی و اصلاح تصمیمات مراجع قیمت گذاری به موجب تبصره (3) ماده واحده قانون اصلاح قانون تعزیرات حکومتی مصوب 1373 مقتضی است، کلیه دستگاه‌های دولتی و غیردولتی و مراجع قیمت گذاری به هر شکل، از افزایش قیمت‌ها به هر نحو بدون هماهنگی با دولت خودداری کنند و در صورت لزوم قبل از هرگونه اقدام و تغییر قیمت مراتب را با دلایل توجیهی برای بررسی به کارگروه تخصصی تنظیم بازار موضوع بند (پ) تصمیم نامه شماره 173496/ت 50204 ن مورخ 19/11/1392 اعلام نمایند تا پس از هماهنگی های لازم و در صورت مقتضی، اعمال شود."ادامه

 

**************************************************

 

 

توضیح: با توجه به طرح مجدد و مکرر اقدام برای کنترل دستوری و آمرانه قیمت ها این مطلب که در کتاب اقتصاد ایران، موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه، 1378

منتشر شده جهت آشنائی با قوانین و مقررات تعزیراتی و نتایج آن در اینجا مطرح می شود.

6 اردیبهشت 1394

نگاهی به قوانین، مقررات و تشکیلات تعزیرات حکومتی

علی فرحبخش

 

 

چكيده : محيط كسب و كار به كليه عواملي اطلاق مي شود كه بر فعاليت يك بنگاه اقتصادي اثر گذار است ، اما مديريت بنگاه قادر به كنترل آنها نيست و به عبارت ديگر اين عوامل برون زا قادر هستند گاه عملكرد بهترين مديران را تحت الشعاع قرار دهند و حتي بهترين بنگاههاي فعال در عرصه اقتصاد كشور را تا آستانه بحران و حتي ورشكستگي سوق دهند . اگرچه محدوده عوامل تعيين كننده محيط كسب و كار بسيار وسيع هستند و حوزه بسيار گسترده اي از عوامل سياسي ، اقتصادي و حقوقي را شامل مي شوند ، ولي بخش مهمي از آن از طريق قوانين و مقرراتي كه ناظر بر فعاليت هاي اقتصادي هستند ، ظهور و نمود پيدا مي كنند . قوانين ناظر بر نحوه قيمت گذاري كالاها و خدمات و همچنين توزيع كالاها از اين جمله هستند كه همواره با اعتراضات وسيعي هم از سوي فعالان حوزه كسب و كار و هم از سوي صاحبنظران اقتصادي روبرو بوده اند . در اين گزارش ضمن بررسي زواياي اقتصادي و حقوقي قوانين ناظر بر قيمت گذاري به تناقضات اين قوانين با اصول بنيادين علم اقتصاد و همچنين تضادهاي آن با قانون اساسي و ساير قوانين جزائي كشور پرداخته شده است . ادامه

 

 

 

 

 

هشتصدمين سالگرد انعقاد منشور كبير(Magna Carta)

 

محمد طبيبيان

27 فرورین 1394

در روز 25 خرداد، يعنى ١٥ ماه ژوئن، هشتصد سال از امضاى معاهده اى مي گذرد كه طبق ارزيابى بسيارى از تاريخ دانان تاثير تاريخى فوق العاده داشت در حد و ابعادى كه توسط افراد در گير در ايجاد آن، هر گز تصور نمى شد. اين سند تاريخى موسوم به منشور كبير در 15 ژوئن سال ١٢١٥ ميلادى بوسيله جان اول پادشاه انگلستان مهر شد. اثر اين منشور بر ساختار حكومتى كشور هاى انگليسى زبان و انعكاس آن در قوانين اساسى و خصوصا قانون اساسى آمريكا و تاثير آن تا به امروز در نظام هاى حقوقى و استناد قضات در صدور احكام پرونده هاى مهم فقط گوشه اى از اين اثر گذارى بوده است. به مناسبت اين رخ داد تاريخى بسيارى از نشريات به تحليل و مرور و ياد آورى اين رخ داد پر داخته اند و آن را در سايه هشت قرن تجربه ارزيابى نموده اند. از جمله مجله اكونوميست در شماره مورخ ٢٤ دسامبر ٢٠١٤ خود خلاصه بسيار مفيدى از اين تاريخ را ارائه كرده و مجله نيشن نيز به مناسبت يكصد و پنجاهمين سالگرد انتشار خود ويژه نامه اى منتشر كرده و بخشى از اين ويژه نامه را به طرح مطلبى از نوام چامسكى پيرامون منشور كبير اختصاص داده است. با توجه به اين كه در رسانه هاى داخلى نيز گاه و بيگاه به اين مطلب اشاره مى شده واز منشور كبير يا همان مگنا كاراتا نام برده مى شود، در اين جا برخى نكات در مورد اين معاهده مرور خواهد شد.ادامه 

 

 

انتظار معقول از نتايج مذاكرات لوزان 

 

محد طبيبيان

 

اين مطلب در هفته نامه صدا مورخ ٢٣ فروردين ماه  ١٣٩٤ منتشر شده است.

 

در روز سیزدهم فروردین ما ١٣٩٤ بالاخره "خبر خوش" به گفته آقاى ظریف از لوزان به همه جا مخابره شد و آن هم نیل به یک تفاهم در مورد بر نامه هسته اى ایران و برداشتن تحریم هاى بین المللى بود. گرچه جزئیات این تفاهم قرار است بعدا تدوین شود و بخصوص بخش مربوط به مراحل بر داشت تحریم ها هنوز اعلام نشده، لیکن در مجموع جامعه ایران براى سال ها به امید بر داشته شدن این بار سنگین از دوش خود روز شمارى کرده و تا همینجا نیز این نتایج براى دولت یک موفقیت محسوب مى شود. همین امر هم بذل توجه دولت به مراحل بعدى را ضرورت مضاعف مى بخشد. این مذاکرات و امید به ثمر نشستن آن براى ملت ایران یا بخش هاى بزرگى از جامعه یک ماخذ امید وارى شده است. تصور این است که با به ثمر نشستن این مذاکرات، تحریم ها بر طرف شده و لا اقل از این محل از شدت فشار هاى موجود بر اقتصاد کشور و مردم کاسته شود. بى تردید شرایط تحریم ها گرچه بر خلاف تصور کشور هاى تحریم کننده بر کار کرد هاى حکومتى تاثیر چندانى اعمال نکرد، لیکن بر زندگى مردم ایران بى تردید تاثیر منفى بسیار داشت و نه فقط مردم داخل ایران بلکه ایرانیان خارج از کشور نیز مشمول تحریم ها بوده و از این باب تحت فشار هاى مختلف قرار داشته اند. تحریم هایى که بر علیه کشور ما اعمال شد از نظرتعداد موارد و وسعت و فراگیرى و سازماندهى اعمال آن ها در تاریخ بى سابقه بوده است(در مجموع حدود ششصد مورد قانون، مصوبه، قطع نامه و دستور اجرائى). در این مورد لازم است افرادى که به استقلال فکرى متعهد هستند با ادعا هایى که در دولت قبل براى  توجیه رفتار ها و موضع گیرى هاى پر هزینه مطرح مى شد با دقت بیشترى عنایت کنند.ادامه

 

 

جاى خالى برنامه هاى تخصيص منابع آب در كشور

 

١٥ فروردين ١٣٩٤

خبرى كه موجب نوشتن اين سطور شد اين بود كه ايالت كاليفورنيا به دليل خشكسالى مزمن و به منظور جلوگيرى از بحرانى شدن كم آبى در تابستان آتى برنامه هاى خاصى را اعلام كرده است. با توجه به بحران آب در كشور ابتدا اين خبر به عنوان يك تجربه مرور مى شود و سپس چند نكته در مورد مشكل كم آبى در كشور مطرح خواهد شد.  فرماندار اين ايالت براى اولين بار يك دستور اجرائى اجبارى براى هدف كاهش مصرف آب در حد ٢٥ درصد را در روز چهارشنبه اول آوريل ٢٠١٥ صادر كرد. اين دستور اجبارى يك سال پس از هدف گذارى داوطلبانه براى كاهش مصرف آب مطرح شد كه بسيارى از بخش ها به اين هدف نائل نشدند. فرماندار كاليفرنيا اعلاميه خود را در مكانى خواند كه معمولا در اين موقع سال پوشيده از برف بوده ليكن اكنون يك برهوت خشك است. در مقدمه صحبت خود، با تاكىد بر مشكل خشك سالى مزمن  گفت كه "اين دنياى ديگرى است، وبايد رفتارمان را ديگر گون كنيم".ادامه

 

 

 

مذاكرات هسته اي: يك مرحله موفقيت آميز و مراحل بسيار در پيش رو

15 فروردین ماه 1394

 

روز ١٣ فروردين مذاكرات طولانى و حساس و طاقت فرساى تيم مذاكره كننده كشورمان به يك نيتجه نائل شد كه از نظر دو طرف مذاكره موفقيت ارزيابى گرديد. موفقيت اين فراگرد بى ترديد براى دولت آقاى روحانى موفقيت قابل توجهى است. در اين ميدان آقاى دكتر ظريف و تيم مذاكره كننده مهارت و شكيبائى فوق العاده از خود نشان داد و به نحوى با متانت و شخصيت و تدبير رفتار كرد كه احترام ناظرين را بر انگيخت، يعنى سطحى از مهارت و شخصيت و فرهنگ كه شايسته يك وزير و نماينده ملت ايران است. طى مراحل مذاكره مخالفت ها و اقدامات ايزائى فراوانى از طرف عوامل داخلى و خارجى براى تضمين عدم توفيق اين حركت پيگيرى شد. خواه نا خواه حمايت سياسي كه از طرف مقامات جمهورى اسلامى از اقدامات تيم مذاكره كننده شد دربى اثر كردن اقدامات داخلى تاثير تعيين كننده داشت. شايسته است به برخى نقش آفرينى هاى طرف ديگر ميز نيز توجه كنيم. بى ترديد موفقيت اين فراگرد مديون تلاش شخصى آقاى اوبا نيز هست كه به هر دليل به ثمر رسيدن اين پروژه را يك نيت و اقدام شخصى خود به حساب آورد و در مقابل  نيرو هاى بسيار قدرتنمدى ايستادگى كرد. ادامه

 

 

 

نوروز و سال نو بر همه عزیزان، عموم ملت ایران و همه کسانی که این سنت نیکو را گرامی می دارند مبارک باد

 

یاد سال نو و فرا رسیدن بهار را با قصيده اى از عراقی گرامی می داریم. این شعر نیز مانند بسیاری از اشعار فارسی بیشتر به تصویرگری ماند، همچون یک تابلو نقاشی با مضامین زیبا و انسانی:

 

مژده، ای دل، که نوبهار آمد/ از صبا بوی زلف یار آمد

 هان نظاره که گل، جمال نمود/ هین تماشا که نوبهار آمد

 در رخ او جمال یار ببین/ که گل از یار، یادگار آمد

به تماشای باغ و بستان شو/ که چمن خلد آشکار آمد

از صبا حال کویِ یار بپرس/ که سحرگاه از آن دیار آمد

بر درِ یار ما گذشت نسیم/ زان گل افشان و مشکبار آمد

تا صبا زان چمن گل افشان شد/ چون من از ضعف، بی‌قرار آمد

دید چون عندلیب ضعف نسیم/ به عیادت به مَرغزار آمد

گل سوی فاخته اشارت کرد:/ هین نوایی که وقت کار آمد!

بلبل از شوق گل چنان نالید/ که گل از وجد جان سپار آمد

های و هویی فتاد در گلزار/ نالهُ عاشقان زار آمد.

گل مگر جلوه می‌کند در باغ؟/ کز چمن نالهُ  هزار آمد

زرفشان می‌کند گلِ صد برگ/ کش صبا دوش در کنار آمد

نیست آزاده‌ای مگر سوسن/ که نه در بند کار و بار آمد

لاله را دل بسوخت بر نرگس/ که نصیبش ز می خمار آمد

ابر بگریست بر گل، از پی آنک/ زین جهان بر دلش غبار آمد

شد ز یاری، جدا بنفشه مگر/ که چنین وقت سوکوار آمد

جامهُ سوک بر بنفشه برید/ زان مگر لاله دل‌فگار آمد

نقش رنگ چمن ز لطف بهار/ نقش دیبای پرنگار آمد

خوش بهاری است، لیک آن کس را/ کز لب یار میگسار آمد.

هان، عراقی، تو و نسیم بهار/ کز صبا بوی زلف یار آمد

 

 

روز جهانى خوشحالى

محمد طبيبيان 

٢٩ اسفند ١٣٩٣

 

در سال ٢٠١٢ سازمان ملل، روز ٢٠ مارس مصادف با ٢٩ اسفند ماه را روز جهانى خوشحالى نام نهاده است. به عنوان "خوشحالى و رفاه: معرفى يك پارادايم جديد اقتصادى."  پيشنهاد اين امر توسط كشور بوتان مطرح شد. اين كشور از دهه ١٩٧٠ سعى كرد شاخصى به نام خوشحالى ناخالص ملى را به جاى توليد ناخالص ملى مطرح كند.ادامه 

 

به مناسبت 29 اسفند سالروز ملی شدن نفت

 

محمد طبیبیان

28 اسفند ماه 1393

این مطلب در پاسخ به یک پرسش از طرف روزنامه تعادل نوشته شد و در شماره 27 اسفند ماه 1393 روزنامه مزبور منتشر شده است.

برخی افراد ملی شدن صنعت نفت را باعث عقب ماندگی اقتصاد ایران می دانند وبرخی دیگر نظری مخالف دارند تحلیل شما در این باره چیست ؟ادامه

 

 

پیرامون دلالی ارز؛ یک مصاحبه قدیمی که اخیراً منتشر شد

محمد طبیبیان

18 اسفند ماه 1393

یک گفت و گوئی که در دهه 1380 انجام شد و به هر دلیل توسط مصاحبه کننده در آن زمان منتشر نشد، ناگهان در شماره 123 مجله تجارت فردا (9 اسفند ماه 1393)چاپ شد. البته در مقدمه آن یک اشتباه نیز بود و آن این که مرا به عنوان استاد مدعو دانشگاه استنفورد مطرح کرده بودند و این اشتباه هم مربوط به فاصله زمانی حدود پانزده ساله بین انجام مصاحبه و نشر آن است. من هم از سر دبیر گرانقدر خواهش کردم که در شماره بعدی توضیح بدهند که من در سال 1389-1390 در آن دانشگاه فرصت مطالعاتی خود را به عنوان استاد مدعو می گذراندم و بعد از آن هم با هیچ موسسه علمی و غیر علمی خارجی به دلائل معلوم(ابتدا معاونت سازمان برنامه و بعد کار در یک نهاد آموزش عالی وابسته به آن سازمان و بعد از آن هم کار در یک نهاد آموزش عالی وابسته به بانک مرکزی) و ضرورت همه احتیاط های لازم و قانونی ارتباط نداشته ام. لیکن این توضبح ظاهراً در شماره 124 هم ارائه نشد.

به هر حال نکته جالب در این جا این است که این مصاحبه اخیراً چاپ شده چون مجدداً زمزمه کنترل بازار ارز و بگیر و ببند دلالان خیابانی مطرح بوده است. متن مصاحبه را بدون تغییر در پائین می آورم. برای خود من تعجب آور است که چگونه در ارتباط با تصمیم گیری اقتصادی به نظر می رسد در کشور ما چیزی تغییر نمی کند. اگر این پرسش ها را امروز هم از من می پرسیدند به نظرم می رسد که همان پاسخ ها گویا و مرتبط می بود.ادامه

 

 

 

نامه عجيب ٤٧سناتور آمريكا به رهبران ايران 

١٨ اسفند ماه ١٣٩٣

اين كه بسيارى از مردم ايران و كارشناسان نسبت به پيشرفت مذاكرات هسته اى و به نتيجه رسيدن آن حساس هستند قابل درك است. اراده عمومى نيز متوجه و متمايل به حل اين مسئله بوده است و يكى از قول هاى رئيس جمهور در زمان انتخابات نيز رفع تنش در روابط بين المللى بود. اين اقبال از مذاكرات و پشتيبانى اكثر جناح هاى سياسى و نيرو هاى اجتماعى كشور، از جمله به اين دليل است كه اين تحريم ها مانند سنگ آسيا به پاى اقتصاد ايران بسته شده و تحرك كارآمد را از آن سلب كرده است. به همين دليل نيز نويسنده اين سطور نيز مطالب مربوط به اين موضوع را دنبال مى كند. در اين روز ها (١٧ اسفند ١٣٩٣) خبرى منتشر شد كه جاى تامل دارد. بلكه به نوعى رخداد عجيبى است. نامه ٤٧ سناتور جمهورى خواه كه به سران ايران نوشته شده و هشدار داده اند كه هر گونه توافق هسته اى تا آخر دوران آقاى اوباما اعتبار خواهد داشت. چون بعد از آن اين ها، آن توافق را بر هم خواهند زد! اين نامه از لحاظ مختلف عجيب است. چون بيشتر به يك لج بازى كودكانه يا يك عكس العمل عصبى شبيه است تا يك اقدام از طرف عده اى سياستمدار. دليل آن راهم مى توان دريافت.  اقدامات  آن ها در پيشگيرى از مذاكرات دولت آمريكا با جمهورى اسلامى ايران تا كنون به نتيجه نرسيده است، چه اين كه آقاى اوباما به جد در جلو اقدامات ايزائى آن ها مقاومت كرده است. ديگر اين كه دعوت از نتانياهو براى سخنرانى در كنگره هم نه تنها نتيجه دلخواه را ببار نياورد، بلكه بيشتر به يك افتضاح تبديل شد. به اين دلائل به نظر مى رسد طلب كاران پشت پرده از آن ها خواسته باشند كه به هر حال نتيجه اى تحويل شود و كار ديگرى نمانده جز اين كه نامه عجيبى به طرف مقابل بحث بفرستند و بگويند خواهشا شما از سر توافق بگذريد چون ما در آينده آن را خنثى مى كنيم. در واقع به زبان حال مى گويند اگر شما از سر توافق بگذريد آن گاه چنگال لابى كيسه پر را از روى گردن ما بر داشته ايد، چون ما به منابع مالى آن ها براى انتخاب مجدد نيز نياز داريم. ادامه

 

 

 

گفتگويى پيرامون شرايط كنونى كشور 

 

 

 

پس از توقيف هفته نامه ستاره صبح، آقاى على صالح آبادى سردبيرى روزنامه جديدى را به عهده گرفته اند به نام روزنامه همدلى. براى يكى از شماره هاى اين روزنامه چند پرسش مطرح كردند كه پاسخ هاى آن در پائین آمده است:

 

اين مطلب در روزنامه همدلى شماره دوم ٦ اسفندماه  ١٣٩٣ چاپ شده است ادامه

 

 

 

نامه ٥٠ نفر از فعالان اجتماعی- فرهنگی و روشنفکران به روحانی

 

نامه به رئیس جمهور جهت تامين حقوق فرزندان مادران ايرانى داراى همسران خارجي

 

روزنامه اعتماد ، 6 اسفند ١٣٩٣

ادامه

 

پرداخت هاى سياسى مجاز و حدود آن 

محمد طبیبیان

5  اسفند ماه 1393

اخيرا مطالبي در مورد دريافت پول توسط تعداد قابل ملاحظه اى از نمايندگان مجلس در يكى از ادوار قانونگذارى از يك مقام دولت سابق، در جرايد مطرح شد. در مقابل نيز برخى از نمايندگان و ديگران مطرح كرده اند كه گويا دريافت پول توسط نمايندگان در ساير كشور ها هم رايج است و به همين دليل اين اقدام نمايندگان قاعدتا بايستى بى ايراد باشد.

 

نكته قابل توجه اين است كه در كشور هاى داراى تجربه سياسى و مديريت عمومى پيشرفته و باسابقه، دريافت پول توسط مقامات دولتى، قضائى و نمايندگان قوه قانون گذارى در صورتى كه در جهت تاثير گذارى بر تصميم گيرى انجام شود اكيدا مجرمانه بوده و طرفين مورد پيگيرى قانونى قرار مى گيرند. خصوصا اين كه اصولا يك تعريف رايج فساد كه توسط سازمان شفافيت بين المللى مورد استناد قرار مى گيرد دريافت ها يا هر گونه برخوردارى هاى ماموران دولتي و حكومتى  و وابستگان آنان (مانند پذيرايى، دريافت بليط مسابقات و برنامه هاى تفريحى، هزينه سفر...) به منظور تاثير گذارى بر تصميم هاى سياسى، فعاليت فساد آميز تلقى مى شود.ادامه

 

 

يونان نقطه جوشان اروپا

 محمد طبیبیان

13 بهمن ماه 1393

اين روز ها بحث يونان باز هم مطرح است و بحران مالي كهنه اين كشور كهن و همچنين زمين لرزه سياسي و بر سركار آمدن نيروهاى سياسى چپگراى ضد رياضت اقتصادى. البته مردم از رياضت خوششان نمى آيد. اين كشور يازده ميليونى داراى ٣.٨ ميليون شاغل و بيش از ٤ ميليون بيكار و زندانى است. چنانكه نرخ بيكارى در اكتبر گذشته حدود ٢٥.٨ درصد گزارش شده است. يونان تا پايان سال ٢٠١٤ حدود 415 ميليارد يورو(تقريبا 480 ميليارد دلار) بدهى داشته است. كه مي شود حدود ١١٠هزار يورو متوسط بدهى خارجى در ازاء هر فرد شاغل. كل بدهى خارجى معادل ١٧٥ درصد توليد ناخالص ملى اين كشور است. بدهى خارجى سنگين و نياز به وام گرفتن مكرر سبب شده كه نرخ هاى بهره بالائى را براي اوراق قرضه دولتى تعيين كند. بنحوى كه نرخ بهره اوراق قرضه ده ساله دولتى 10.85 درصد است در مقايسه با نرخ مشابه در آلمان كه  كمتر از يك درصد و در واقع 0.35 درصد است. اين كشور از سال ٢٠٠٨ به طور بارز دچار بحران اقتصادى است. به همين دليل نيز يك ائتلاف سه جانبه(شامل كميسيون اروپا، بانك مركزي اروپا و صندوق بين المللي پول) تشكيل شد تا به يونان كمك كند به وضعيت خود سروسامان دهد. اين كمك ها نيز به طور خلاصه تصويب وام هاى جديد در ازاء قبول اصلاحات اقتصادى و بودجه اى در هزينه هاى بخش عمومى و ماليات ها و رفع انحصار هاى داخلى بود.ادامه

 

 

ترس از آينده

هشتم بهمن ماه ١٣٩٣

 

افرادي هستند كه وقتي سخن مي گويند ارزش شنيدن  را دارند. به نظر من يكي از آن ها رابرت شيلر است. او برنده جايزه نوبل سال  ٢٠١٣ اقتصاد است. ليكن از بصيرت و بينش خاصي در جامع بودن ديدگاه بر خوردار است كه در بين بسياري از برندگان جايزه نوبل هم كمياب به نظر مي رسد. او امسال در گرد هم آيى داووس شركت  و آنچه از گفته ها و شنيده هاي اين تجربه دريافته است را جمع بندي كرده كه در لينك زير آمده است. نكته هاي مهم مطلب را مي توان به شرح زير خلاصه كرد. 

انسانيت نگران، وبلكه ترسيده است و مردم بسياري دچار ترس هستند نه براي دو سال و سه سال آينده بلكه براي بيست و سي سال آينده. نه تنها ترس از اين كه چه بر سر خودشان مي آيد بلكه حتي ترس از اين كه چه برسر فرزندانشان خواهد آمد. يك نماينگر اين ترس نيز وجود نرخ بازدهي منفي در بازار اوراق قرضه بلند مدت است. اين پديده به اين معني است كه مردم آماده اند به هر تدبير چيزي را براي نسل آينده ذخيره كنند كه در شرايط مصيبت باري در آينده بي برگ و توشه نباشند.ادامه

 

 

باز هم در باره پیکتی و کتاب سرمایه در قرن 

بیست و یکم

 

ششم بهمن ماه 1393

این مبحث در ایران نیز کنجکاوی های زیادی را بر انگیخته است. یعنی مبحث افزایش فاصله ثروت بین اغنیا و غیر آن ها در کشور های صنعتی(که البته در کشور ما نیز قاعدتا باید چنین بوده باشد). این مبحث را توماس پیکتی در کتابی تحت عنوان "سرمایه در قرن بیست و یکم" مورد کنکاش و موشکافی پژوهشگرانه قرار داده و کتابی را به چاپ رساند که در سال 2014 در زمره پر فروش ترین کتاب ها به شمار آمد. طی ده ها سال مسئله توزیع ثروت از ملاحظه های فکری روشنفکران ایران بوده است. به نحوی که، بر خلاف اکثر روشنفکران غربی، اهمیت مرحله تولید ثروت در زندگی جوامع و سازوکار های آن و سازمان دهی برای تولید ثروت را به کلی بدست فراموشی سپرده اند.ادامه

 

دوازدهمين سالگرد روزنامه دنياى اقتصاد

 

در شماره روز ٣٠ دى ماه ١٣٩٣، روزنامه دنياى اقتصاد نظر و ارزيابي طيف وسيعى از صاحب نظران را در مورد اين روزنامه منتشر كرد. روزنامه مزبور طي دوازده سال انتشار خود توانسته است توجه، اعتماد و احترام بسياري از افراد شامل دانشگاهيان، افراد سياسي، فعالان بخش خصوصي و كارشناسان را جلب كند. تيراژ بالاي روز نامه و همچنين طيف وسيعي كه در شماره مزبور به نقد و ارزيابي اين روزنامه پرداخته اند مويد اين نظر است. دربين اين اظهار نظر ها كه هر يك ارزش ويژه خود را دارد يك اظهار نظر براي من بسيار جالب بود. اين نظر توسط آقاى عماد الدين باقى نويسنده، انديشمند و روزنامه نگار بارز كشور مان مطرح شده و نگاه متفاوتى را ارائه مي كند. به همين دليل نيز اين مطلب را براى عزيزان به اشتراك گذارده ام. ادامه

 

 

قيمت نفت و تاثير آن بر بودجه كشور هاي حوزه خليج فارس

 

محمد طبيبيان

٢٠ ديماه ١٣٩٣

مجله اكونوميست مورخ ١٠ دسامبر ٢٠١٥ (بيستم دى ماه) گزارشي در مورد بحران بودجه سال آتي در كشور هاي عرب منطقه خليج فارس دارد. در اين گزارش مرورى بر تحولات بودجه اين كشور ها انجام شده كه نشان مي دهد از شروع افزايش قيمت نفت از سال ٢٠٠٧ حجم بودجه اين كشور ها افزايش يافته و هر سالي كه اين افزايش ها در هزينه بودجه تحقق يافته، پروژه هائي به اجرا در آمده كه  بهره بردارى و كار كرد يا ادامه آن پروژه ها نيازمند منابع هر چه بيشتر از محل در آمد هاي نفتي بوده است. اين موارد در مورد تمام كشور هاي حاشيه خليج فارس شامل عربستان، امارات، كويت، عمان و ساير كشور هائى كه خود صادر كننده نفت نبوده ليكن به منابع همسايگان متكى هستند مانند بحرين، يعني كشور هاي عضو شوراى همكاري خليج فارس، نيز صادق است. اين افزايش هاي ادامه دار بودجه به صورت يك روند كم وبيش خطى صعودى ادامه داشته است. به نحوي كه براي يك بودجه متعادل، عربستان نيازمند قيمت نفت معادل ١٠٤ دلار و عمارات نيازمند قيمت هر بشكه حدود صد دلار است. هر ميزان كه قيمت نفت از اين ارقام كمتر باشد اين كشور ها متناسب با اين تفاوت در سال ٢٠١٥ داراى كسر بودجه خواهند بود. از بين اين كشور ها، عربستان با برخوردارى از حدود ٩٠٠ ميليارد دلار ذخائر ارزى و در آمد ناشي از آن در وضعيتى قرار دارد كه بتواند براي چند سال با اين مشكل مقابله كند. ليكن ساختار هاي شكل گرفته در اين كشور باز نگرى در برخى روش ها را اجتناب نا پذير مي كند.  

عموم اين كشور ها در زمان شروع خيزش سياسي در كشور هاي عربى، موسوم به بهار عربى، هزينه هاي رفاهى و توزيع پول را بين جمعيت هاى خود سرعت بخشيدند تا جمعيت را از تقاضاى تحولات دموكراتيك منصرف كنند. اكنون اين كشور ها با اين معضل رو برو هستند كه ادامه پرداخت ها و هزينه هاي رفاهي مقدور نيست و قطع آن ها نيز بحران ساز است. در اين كشور ها حدود ٨٠ درصد بودجه به نفت وابستگي دارد. در بسياري از كشور هاي مزبور در آمد ماليتي حدود ٢.٥ درصد در آمد ملي است. در عربستان و امارات ماليات بر شركت ها منحصر به شركت ها و بانك هاي خارجي است و ماليات بر در آمد نيز بعضا يا صفر ويا داري نرخ هاي پاىين است. تحليل مجله اكونوميست در مورد در آمد حاصل از سفر حجاج نيز بر اين مبنا است كه دولت بايستى سالانه منابع عظيمى را صرف خدمات رسانى و ساخت و نگهدارى زير ساخت ها بنمايد و بنابر اين نتيجه در آمد و هزينه براي اقتصاد و به خصوص بودجه دولت چشم گير نيست. به دليل همين مشكلات است كه اين كشور ها به نحو جدى به فكر كسب در آمد مالياتى هستند. ادامه

 

 

 

 

خياط به كوزه افتاد

محمد طبیبیان

21 آذرماه 1393

اين ضرب المثل را همه شنيده ايم. روز 19 آذر ماه (10 دسامبر)  اين ضرب المثل در مورد آمريكا مصداق پيدا كرد. كاهش قيمت نفت به زير 65 دلار و سطحي كه در پنجسال اخير سابقه نداشته است سبب شد كه بازار هاي مالي آمريكا با يك كاهش غير منتظره روبرو شود. شاخص قيمت سهام "داو جونز" با 1.5 درصد كاهش و شاخص هاي عمده ديگر از حدود 1.7 درصد كاهش بر خور دار شدند. كاهش قيمت نفت هميشه مورد استقبال كشور هاي صنعتي قرار مي گرفته است، ليكن اين بار به نظر مي رسد كه شرایط در مورد اين كشور صنعتي تفاوت كرده است. در هفته هاي اخير كه قيمت نفت كاهش يافت ابتدا از اين وجه كه قيمت بنزين در محل پمپ بنزين كاهش خواهد يافت و اين به نفع مصرف كننده خواهد بود، ارزیابی مثبتی در این مورد مطرح کرد. به نظر مي رسد تحليل ها در اين جهت بود كه صنايع نفت و به خصوص شر كت هاي كوچك استخراج كننده نفت خام و شركت هاي خدماتي كه به شركت هاي نفت خدمات رساني مي كنند مانند شركت هاي حفاري بيشترين زيان را خواهند ديد. اما شر كت هاي حمل و نقل مانند شركت هاي هواپيمائی نيز منتفع خواهند شد. ليكن رخداد ١٠ دسامبر واقعيت هاي جديدي را مطرح كرد كه قابل توجه است.ادامه

 

كاهش قيمت نفت و نوسان در بازار هاي مالي داخل كشور

محمد طبیبیان

نهم آذر ماه 1393

 

قيمت نفت در روز هاي اخير با نزول كم سابقه اي رو بروشد و به پاىين ترين سطح در چهار سال اخير رسيد. تنزل قيمت نفت خام پيش بيني مي شد و از جمله در همين سايت در مطلبي كه به مناسبت  بررسي افق اقتصاد در سال جاري نوشته شده بود و برخي مطالب ديگر هم به امكان اين امر اشاره شد. ليكن شدت اين افت همه را شگفت زده كرد و خصوصا انعكاس دامنه داري در بازار انرژي و بخش هاي وابسته به آن داشت. تا چند روز قبل از آن نفت خام در قرار داد هاي آتي تا سال ٢٠١٦ در حد ٩٠ تا ٧٥ دلار معامله مي شد ليكن اكنون- 30 نوامبر ٢٠١٤(نهم آذرماه١٣٩٣)-قيمت بازار هاي آتي براي سال ٢٠١٥ حدود ٧ دلار و براي سال ٢٠١٦ حدود ٥ دلار در هر بشكه نفت خام تنزل نشان مي دهد و در قيمتي حدود ٦٧ دلار تنظيم مي شود. اين امر نيز انتظار بازار هاي آتي را در مورد شرايط بازار نفت نشان مي دهد.(ادامه)

 

 

انسان از کجا آمد به کجا می رود؟

 

محمد طبیبیان

اول آذر ماه 1393

از هنگامی که کتاب بسیار با ارزش "چرا غرب غلبه کرده است"، نوشته آیان موریس در باره تحول جغرافیای تاریخ انسان را خواندم(خلاصه این کتاب در همین سایت آمده است) توجه من به مسئله تحول بلند مدت چند ده هزار ساله در تاریخ تمدن و زیست بشر جلب شده است. در این نوشته می خواهم برخی اطلاعاتی که پس از آن بدست آورده ام و برای من جدید بوده است را برای خوانندگان عزیز به اشتراک بگذارم.(ادامه)

 

بچه‌پولدارها و نظریه طبقۀ تن‌آسان

در تجربۀ بچه‌پولدارهای تهران مهم‌ترین درس برای سیاست‌گذاران نهفته است و آن پایان دادن به اقتصاد رانتی است

 

محمد طبیبیان

این مطلب با کمی ویرایش در شماره 21 (آبان ماه 1393) مجله اندیشه پویا منتشر شده است.

26 آبان ماه 1393

 

به دلیل رفتارهای برخی پولدارشده‌های جدید و انعکاس جلوه‌گری آن‌ها در جامعه، عکس‌العمل‌های مختلفی در نشریات و فضای مجازی دیده شده است. به نظر می‌رسد برخی افراد، از این رفتارهای جلوه‌گرایانه برآشفته شده‌اند و در پی استفاده از فرصت برای تثبیت ایدئولوژی خاص خودشان برآمده‌اند و از طرف دیگر برخی این رفتار را قابل توجیه می‌دانند و بر مبنای ایدۀ به رسمیت شناختن ثروت، آن را قابل تحمل تلقی می‌کنند. اگر این تقسیم‌بندی صحیح باشد به هر دو دیدگاه مربوطه ایراد وارد است و شاید لازم باشد به هر دو جنبه با موشکافی بیش‌تری نظر کنیم. این نوع رفتارها، نمودها و علامت‌های فرهنگی هستند. به تعبیر دیگر عرصه‌های کارکردی درون فرهنگ و کنش‌های جامعه هستند. اگر از این زاویه نگاه کنیم شاید درک بهتری از سازوکارها و کنش‌های فرهنگی جامعه عاید ما شود.(ادامه)

 

پایان سیاست پول آسان

دکتر محمد طبیبیان

14 آبان ماه 1393

بلاخره در 29 اکتبر گذشته(هفتم آبان ماه 1393) خانم ژانت یلن(Janet Yellen) رئیس فدرال ریزرو(Federal Reserve)، که نقش بانک مرکزی آمریکا را ایفا می کند توقف سیاست "تسهیل مقداری اعتبار (quantitative easing)" و پایان بخشیدن به خرید از پیش برنامه ریزی شده اوراق قرضه دولت آمریکا را اعلام کرد. این اقدام در واقع پایانی بود بر سیاست های انبساطی پولی که بانک مرکزی آمریکا از زمان شروع بحران اقتصادی سالهای 2008-2010  اتخاذ کرده بود. در این مورد مطالب بسیار نوشته شده و این سیاست ها از دیدگاه های مختلف مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.

پرسشی که برای بسیاری از دانشپژوهان اقتصاد مطرح است این است که اصولا دولت آمریکا در ارتباط با مقابله با این بحران دامنه دار و عمیق، که ابتدا بخش مالی اقتصاد آمریکا و جهان را با خطر فرو ریزش کامل روبرو کرد و به سرعت به بخش واقعی رسید و رکود تولید و افزایش بی کاری را به همراه آورد چه راه مقابله ای را اتخاذ کرده است؟(ادامه)

 

از کتاب طنز "اندرزهای بوروکرات کُهنسال به فرزند"

 

تلخیص و ویرایش دکتر محمد طبیبیان

6 آبان ماه 1393

این متن(با کمی ویرایش) در شماره های مرداد ماه 1393 هفته نامه ستاره صبح به صورت پاورقی چاپ شده است.

 

درمقال قانون و عدالت

ای فرزند بدان که به ناچار کار اهل دفتر و قرطاس و دیوان لاجرم با بخشها و جزوات و رقمات حکومت باشد. و همچنین هر قدم و اقدام و مقدمه و موأخره و مکاتبه و مثابته بعضاً و کلاً با نوعی قانون پهلو زند و از این باب است که اهل اداره و دیوان از هزاران سال پیش با این دو مقوله بایستی آشنائی عمقی داشته باشند. به همین دلیل نیز از هزاران سال پیش حکما من باب این مطالب نکته ها نبشته و سخنان گفته اند و نویسندگان و دبیران ثبت کرده و یا منقول نموده باشند بهر آموزش آیندگان. در این باب در این مقال مطالبی را بر تو روشن خواهم ساخت تا بدانی و درس گیری:(ادامه)

 

میز گرد پیرامون موضوع " اعتبارات بین بانکی به عنوان یک ابزار سیاستگذاری پولی" 
نشریه ماهنامه بانکدرای جویا

خرداد 1393   

 

این مطلب(با کمی ویرایش) مربوط به میز گردی است که با مشارکت صاحب نظران پولی متعدد برگزار شد. در این متن آنچه مربوط به استدلال این جانب است مطرح می شود. دلیل طرح این موضوع نیز اهمیتی است که اخیراً لا اقل در محافل کارشناسی به مسائل پولی و بانکی و سیاست های پولی داده می شود. اینجانب معتقد هستم ما در کشور هر گز در طول تاریخ سیاست پولی نداشته ایم. خصوصاً این مطلب در دورانی که پول بانکی در کشور معرفی شده بارز است. در این مورد مقاله ای را در کنفرانس "ایکوبیگ" (کنفرانس بین‌المللی صنعت بانکداری و اقتصاد جهانی)،  سال گذشته ارائه کردم که در همین سایت نیز قابل دسترسی است. در میز گرد مجله بانکداری جویا، در خرداد ماه 1393، نیز در همین زمینه نکاتی را مطرح کرده ام که در پائین، به منظور طرح بحث پیرامون مسائل سیاست پولی، آمده است:
ما در کشور اصولا سیاست پولی کارآمد نداشته ایم و قادر نیستیم از آن برای تنظیم بازار پول و بانکداری استفاده کنیم و وقتی نرخ بهره رقابتی نیست و به صورت اداری و دستوری تعیین می شود، عملا کارایی سیاست پولی در حد انتظار نیست در نتیجه سایر ابزارها نیز نمی تواند کار آمد باشد، خصوصاً مسئله اعتبارات بین بانک که اصولا مربوط به روابط کوتاه مدت اعتباری بین بانک ها است و نمی توان انتظار استفاده مناسبی از ابزارهای بین بانکی به عنوان ابزار سیاست پولی داشته باشیم.(ادامه)

 

 

 

روحانی آتش نشان یا معمار؟

30 شهریورماه 1393

مجله اندیشه پویا در شماره(19) شهریور ماه 1393 خود، این پرسش را برای افراد مختلف مطرح کرده و پاسخ آن ها را در مجله درج کرده است. پرسش این است که "آیا آقای روحانی، رئیس جمهور، باید نقش آتش نشان را ایفا کند یا نقش معمار را ؟" این پرسشی بسیار عام است و هدف آن نیز این است که افراد مختلف از زمینه های مختلف فکری بتوانند بر حسب اندیشه و منش حرفه ای خود به آن پاسخ دهند. در زیر پاسخ من به این سئوال آمده است ادامه.

 

 

 

 

طرح مجدد مشکل بحرانی کمبود آب در کشور

محمد طبیبیان

28 شهرریور ماه 1393

این روز ها بحث بحران کمبود آب در تهران و برخی شهرستان ها مجدداً مطرح است. چند سال پیش مسئله خشک شدن دریاچه ارومیه و برخی تالاب ها مطرح بود که به تدریج به ردیف عقبی بایگانی مشکلات کشور منتقل گردید. پس از آن خشک شدن زاینده رود مطرح شد و با همان سرنوشت روبرو گردید. اکنون خشک شدن دریاچه سد هائی مطرح است که آب تهران را فراهم می کند. راه حل هائی که پی گیری می شوند هم چند گانه هستند. یکی اینکه به روال معمول از مشکل روبگردانیم و آن را ناچیز معرفی کنیم و صبر کنیم تا مشکل خودش را تحمیل کند. یعنی تا آن زمان که دیگر آب برای استفاده وجود ندارد، آنگاه آن را جیره بندی کنیم. دیگر اینکه کمبود ها را مانند کمبود گندم و کره و گوشت و تخم مرغ با واردات از خارج جبران کنیم. چنانکه اکنون واردات آب مطرح است. کمتر مطرح می شود که می توان از قبل مشکلات را پیشبینی کرد و برای آنها چاره ساخت. اینجانب در سال 1386 مطلبی را نوشتم تحت عنوان "زیست بوم ما ایران". در آن مطلب سعی شد مشکل اساسی که در ارتباط با محیط زیست با آن روبرو هستیم، یعنی مشکل کمبود آب و روش های غیر بهینه استفاده از آن،  را مطرح کنم. یک بحث اساسی آن مطلب به ضرورت توجه به منابع آب کشور و تدارک برنامه های استفاده بهینه از آن مربوط می شد. به این معنی که این مشکل نیازمند یک راه حل همه جانبه است و راه حل های مقطعی کار ساز نیست. در آن گزارش همچنین به بحران های محلی و منطقه ای که به تدریج بر سر استفاده از منابع آب، که در حال کمیابی فزاینده است، و بین مردم مناطق مختلف کشور ظهور خواهد کرد نیز اشاره شد. آن گزارش در برخی نشریات و از جمله سایت منحله(توسط اعضاء بنیان گذار) رستاک درج شد. در زیر خلاصه ای از آن مطلب آمده است-ادامه.

 

 

تلاش دولت یازدهم برای سر و سامان دادن به اقتصاد کشور و باز  هم جنجال !

 

دکتر محمد طبیبیان

26 مرداد 1393

"باشد که بر من و تو وزد باد مهرگان/ آنگه شود پدید که ازما دو، راست کیست"   

 

اخیراً دوستی مطلبی را برای من ای میل کرده بودند از مطالبی که در سایت های جناح های شناخته شده درج شده است. این مطلب در پائین عیناً آمده است. موضوع مورد بحث آن ها این است که چه کسی برنامه های اقتصادی دولت را تنظیم می کند(طبیبیان یا نیلی)؟ گرچه مطلب مفیدی در گزارش آن ها یافت نمی شود لیکن نیش گزنده و اتهام آمیز نوشته های آنها کاملاً بارز است. من بنا نداشته ام به اینگونه افراد و جریان ها پاسخی ارائه کنم. لیکن بد نیست برای سایر عزیزان نکاتی را یاد آور شوم(ادامه).

 

مرور بر کتاب "سرمایه در قرن بیست و یکم" تالیف توماس پیکِتی

 

 

 

Capital in the Twenty- First Century,

 

Thomas Piketty

 

Translated by Arthur Goldhammer

 

محمد طبیبیان

 

6 خرداد 1393

 

 

 

این متن در شماره 16 (خرداد 1393 )مجله اندیشه پویا چاپ شده است

 

کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم، تالیف توماس پیکِتی، به تحلیل آماری کم سابقه ای از روند های بلند مدت تغییر در توزیع در آمد و ثروت می پردازد. کتاب او از این نظر که به بررسی آمار ها و اطلاعات گسترده پرداخته کتابی است بسیار قطور که چاپ اولیه آن به زبان فرانسه حدود هزار صفحه است. ترجمه کتاب به زبان انگلیسی نیز توسط آرتور گولدهَمر انجام شده و ترجمه دقیق ومتعهدانه ای ارزیابی می شود. این کتاب در ماه های اخیر در زمره فهرست پر فروش ترین کتابها قرار گرفته است.   از نظر پوشش تاریخی و جغرافیائی بحث او بازه زمانی ابتدای قرن هجدهم تا ابتدای قرن بیست و یکم را در بر می گیرد موضوع کتاب در واقع توصیف و تشریح چرائی و چگونگی توزیع ثروت در جوامع مختلف و در طول تاریخ بشر است. خصوصاً پدیده مربوط به  تمرکز بخش بزرگی(مثلا حدود پنجاه درصد) از ثروت جوامع در دست حدود ده درصد از کل جمعیت پدیده ای است هم درخور مطالعه و هم موجد نگرانی برای سلامت اجتماعی و سیاسی کشور ها. گرچه تلاش نویسنده در جهت پوشش جغرافیائی  ارائه یک مطالعه جهانی و همه جانبه است،  لیکن به دلیل نبود اطلاعات آماری کافی تاکید او بیشتر متوجه دو کشور انگلستان و فرانسه بوده که بیشترین اطلاعات تاریخی در مورد آن ها قابل دسترسی است. علاوه بر آن از ابتدای قرن بیستم به بعد اطلاعات آماری آمریکا نیز از جامعیت بسیار برخوردار بوده و برای ارائه روند ها و نتایج مورد بهره برداری او قرار گرفته است(ادامه). 

 

 

سیاستگذاری و دانش اقتصاد

دل نوشته ای به بهانه طرح اقتصاد مقاومتی و هدفمندی یارانه ها

 

 

دکتر حسن درگاهی

دانشیار دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی

دانشگاه شهید بهشتی

(این مطلب در شماره روز 15 اردیبهشت روزنامه دنیای اقتصاد تحت عنوان  "چهار توصیه برای اجرای موفق فاز دوم یارانه ها" منتشر شده است. در واقع موضوع آن تورش و پراکندگی است که در امر شناخت مسائل اقتصاد و همچنین تدبیر چاره برای آنها در کشور ما به چشم می خورد-طبیبیان)

 

13 اردیبهشت 1393

سرانجام فاز دوم اصلاح قیمت انرژی و هدفمندی یارانه ها با تمام فراز و نشیب خود به مرحله اجرا رسید. این بار نیز چون بار گذشته گفتمان این سیاست همراه با امید و دلواپسی بود. امید از یک سو که به یقین اصلاح قیمت انرژی یک ضرورت است و نتایج آن در بلندمدت به بار می نشیند و دلواپسی از سوی دیگر که نکند آثار مثبت سیاست، این بار نیز همچون مرحله اول در انبان بی تدبیری ناپیدا بماند. باید انصاف داد که کار دولت برای اجرای مرحله دوم بسیار سخت بود. زیرا تجربه قبل را به روشنی در پیش رو داشت. دیگر نمی توانست شعار یارانه برای همه را سر دهد. زیرا می دانست که یارانه فراگیر اتلاف منابع عمومی است. در مقابل باران تند و طوفان سخت، فقط سقف های بی بنیان را محکم می کنند.. نمی توان یک چتر حمایتی به گستره آسمان این سرزمین پهن نمود تا سقفی آسیب نبیند. در اقتصادهای توسعه یافته نیز این چتر تنها برای اقشار آسیب پذیر جامعه در برابر تلاطمات اقتصادی و جبران ناتوانی خانوار در داشتن شغل و کسب درآمد پهن است. این شیوه توزیع منابع، یکی از یادگارهای پرهزینه دولت قبلی است که کلاً از دو ویژگی مهم تخصیص منابع، که همان کارایی و عدالت است، به مقوله کارایی اعتقادی نداشت و یا شاید نمی دانست که با حذف کارایی، که عامل مولد ثروت و درآمد جامعه بشمار می آید، عملکرد عدالت چیزی به جز توزیع مساوی فقر نخواهد بود. جالب تر آنکه اصولاً اصلاحات قیمتی ابزار ارتقای کارایی است نه ابزار بهبود توزیع درآمد. بايد توجه داشت که دو هدف افزایش درآمد بالا و مستمر از یک سو و بهبود توزیع درآمد از سوی دیگر در بلندمدت اگرچه لازم و ملزوم يکديگرند ولي با دو مجموعه از ابزارهاي متفاوت و غيرمتعارض تحقق مي يابند. رويکرد اقتصاد بازار رقابتی و نقش مکانيسم قيمت ها در تخصيص منابع به همراه حاکميت خوب و دولت کارآمد شرط لازم تحقق هدف رشد اقتصادی است و از سوي ديگر وجود دو نظام توانمند مالياتي و تامين اجتماعي، که هر دو از نشانه هاي دولت کارآمد است، شرط اساسي در تحقق عدالت اقتصادی است. مجموعه اول ايجاد ثروت و رشد درآمد را با کارايي در تخصيص منابع تضمين مي کند در حالي که مجموعه دوم بهبود توزيع درآمد را باعث مي شود. از مشکلات اساسي نظام سياستگذاري اقتصاد ايران تاکنون آن بوده است که ابزارهاي فوق نابجا مورد استفاده قرار گرفته اند به طوري که برخي از مکانيسم هاي مهم رشد به بهانه بدتر شدن توزيع درآمد عملاً در اقتصاد تعطيل شده است. در حالي که مکانيسم هاي رشد در درجه اول موجد درآمد است و نه لزوماً متولي بهبود توزيع درآمد. زيرا دولت با در اختيار داشتن دو ابزار مهم ماليات و تأمين اجتماعي عهده دار وظيفه خطير اخير است. بدين جهت اين طرز تلقي نادرست در عمل باعث شده است که اقتصاد ايران نه رشد بالا را و نه توسعه عدالت را تجربه کند.ادامه

 

 

 

چشم انداز اقتصادی ماه های باقیمانده از سال 1393

12 اردیبهشت 1393

یک ضرب المثل قدیمی می گوید سالی که خوش است از بهارش پیدا است! ماه دوم بهار نیز به نیمه می رسد و خبر های اقتصادی بین المللی که مطرح است چندان جالب به نظر نمی آید. از حدود سه ماهه چهارم سال 2013 مناطق مختلفی از جهان با مشکلات جدید اقتصاد ی روبرو بوده اند و آثار این مشکلات به صورت کاهش نرخ رشد اقتصادی و کاهش ارزش پول های کشور ها مشهود بود. از جمله این مناطق آرژانتین، هند آفریقای جنوبی ترکیه و روسیه را می توان نام برد. شرایط این کشور ها با پیگیری سیاست های پولی انقباضی در آمریکا و احیاناً بالا تر رفتن نرخهای بهره در بازار های جهانی به سوی بد تر شدن سوق خواهد یافت.گرچه برخی کشور ها نیز به نظر می رسد در حال سر و سامان یافتن هستند مانند یونان که مجددا توانسته است شرایط خود را به نقطه ای برساند که امکان انتشار اوراق قرضه با نرخهای بهره پائین برای آن فراهم شود، لیکن این رویکرد جنبه گسترده ندارد. در بین کشور های اروپائی چنین روند های بهبودی در برخی اقتصاد های کوچک قابل توجه است و اقتصاد کشور آلمان نیز در مجموع از شرایط مناسبی برخوردار بوده است. لیکن سایر اقتصاد های اروپا از جمله یک اقتصاد بزرگ و تعیین کننده مانند فرانسه دستخوش مشکل اقتصادی و  سیاسی است. مشکلات این کشور می تواند به سایر اقتصاد های اروپا نیز سر ریز شود.

در یک چنین پس زمینه نه چندان امید وار کننده ای بحران بالقوه خطرناک جدیدی نیز بر افق اقتصاد جهانی تیرگی و نا اطمینانی می افشاند.ادامه

 

 

 

 

 

انتشار کتاب روش علم- باز خوانی اسلوب های اندیشه علمی از عصر روشنگری تا کنون

سوم ادریبهشت ماه 1393

برای چند سال تا زمان تعطیلی موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و توسعه در سال 1384 توسط گرایش های خاص و متوقف شدن برنامه کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی اجتماعی، اینجانب در آنجا از جمله درس روش تحقیق را تدریس می کردم.  به عنوان تکمله مطالب درسی یاد داشتهائی را تهیه کرده بودم. با شروع فعالیت مجدد آموزشی موسسه، در تابستان 1392 پیشنهاد تدریس مجدد آن درس مطرح شد. البته فرصت این کار دست نداد،  لیکن برای من فرصت باز نگری و تکمیل و بهنگام کردن آن یاد داشت ها فراهم شد که تا حدود شش ماه بعد از آن هم ادامه یافت. این مطالب با تلاش و پیگیری انتشارات دنیای اقتصاد و خصوصاً جناب اقای محمود صدری مدیر انتشارات مزبور منتشر شد و قرار است تا یک هفته دیگر در معرض استفاده علاقمندان قرار گیرد. در اینجا پیشگفتار کتاب مزبور به عنوان معرفی سابقه و فلسفه و موضوع کتاب ارائه می شود.

پیشگفتار

            مطالب این کتاب ابتدا به شکل جزوه برای درس روش تحقیق دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اقتصادی و اجتماعی موسسه عالی برنامه ریزی تهیه شد. از سال 1385 به بعد که برنامه کارشناسی ارشد مزبور متوقف شد و آن مرکز نیز به حال غیر فعال در آمد تدریس آن درس نیز متوقف گردید. طی این سال ها برخی از دانشجویان سابق، مرا به دفعات ترغیب به انتشار آن جزوات نمودند. از تابستان 1392 مجدد فرصتی بدست آمد تا آن یادداشت ها مورد باز نگری قرار گیرد ومطالب آن بهنگام شده و برخی مطالب جدید به آن افزوده شود. طی سال ها تدریس دروس مختلف به دانشجویانی که از حیطه های متنوع تخصصی به دوره کار شناسی ارشد مزبور وارد می شدند برای من مشخص شد که در آموزش دانشگاهی ما جای تدریس روش، فلسفه و تاریخ علم بسیار خالی است. بسیاری از کتاب هائی که به عنوان روش تحقیق تدریس می شوند نیز از وجوه این موضوع غافل بوده و روش تحقیق را همچون آموزش مکانیکی مراحلی معرفی می کنند که اگر طی شود، نتیجه آن تولید کار علمی خواهد بود. غافل از این که تولید کار علمی فعالیت و در گیر شدن در سنت تولید علم را طلب می کند و به همین دلیل نیز آشنایی به تاریخ تولید علم و فلسفه علم و چگونگی آن ضرورت می یابد.

 

            این کتاب طی سال هائی که مطالب آن تدریس شد بر اساس بحث و گفتگو با دانشجویان دوره های مختلف شکل گرفت. به همین دلیل نیز بسیاری از مطالب آن پیرامون پرسش هائی است که به دلیل ذهن کنجکاو و پویای دانشجویان ادوار مختلف مطرح می شد و اینجانب نیز سعی در مطالعه و تدارک پاسخ به آن پرسش ها نمودم. به همین دلیل نیز ساختار کتاب بر اساس تلفیق دو محور شکل گرفته است. یک محور برنامه درس مربوط به روش تحقیق علمی به نحوی که ابتدا برای درس مزبور در برنامه مهندسی سیستم های اقتصادی اجتماعی در نظر گرفته شده بود و دیگری پاسخ به پرسش هائی که طی ارائه درس توسط دانشجویان مطرح می شد و نیاز به ارائه مطالب تاریخی و پایه ای بیشتری داشت.

            در بازنگری که طی ماه های اخیر در مطالب کتاب انجام گرفت یک گروه دیگری از خوانندگان نیز مورد توجه نگارنده بوده اند. وآن نیز قشر وسیع تحصیل کرده کشور است که با پرسش های بنیادینی در مورد علوم و روش های علمی، چرائی ظهور پدیده تحول علم در سه سده اخیر و رابطه این حوادث با تحولات در حیطه اندیشه، روبرو هستند و ممکن است برای برخی از پرسش های خود در این کتاب پاسخ هائی بیابند.

تدوین وچاپ این کتاب با پیگیری دوست گرانمایه آقای محمود صدری و همکاران ایشان در قسمت انتشارات روزنامه دنیای اقتصاد عملی شد. از تلاش این عزیزان قدردانی می شود. همچنین از دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه مهندسی سیستم های اقتصادی اجتماعی سال های مختلف به دلیل بحث های سازنده و بر انگیزنده در این باب سپاسگذارم. از دوست گرانقدر آقای دکتر غلامعلی فرجادی که مشوق من در تکمیل مطالب کتاب بودند نیز قدردانی می کنم. تهیه این کتاب همچنین مرهون تحمل و سازگاری و تشویق همسر اینجانب نیز هست که لازم است از ایشان به ویژه قدر دانی کنم. مسئولیت اشتباه های کتاب متوجه اینجانب است. امید می رود بر اساس پیشنهاد های سازنده و نقد علمی عزیزانی که این مطالب را خواهند خواند در آینده و در حد توان تصحیح و تکمیل شود.

 

 

 

 

مباحث اقتصادی و اجتماعی نیازمند اجتناب از پریشان گوئی

 محمد طبیبیان

29 فروردین ماه 1393

اخیراً فردی مطلبی را برای من فرستاد از همان مقوله که در اینترنت به جریان می افتد. مطلب در مورد اظهار نظر یک جامعه شناس بزرگوار در مورد برخی اقتصادانان کشور است. اینکه چه شده است که برخی جامعه شناس ها پا در کفش اقتصاد کرده اند را من نمی دانم. فرض بنده این است که شاید در رشته خودشان مطلب کافی برای بحث ندارند. لیکن این کار این بزرگوار ها هم بدون در دسر خودش نیست. از همان جمله دردسر هائی که اظهار نظر کردن در حیطه هائی ایجاد می کند که طرف در مورد آن اطلاع کافی ندارد. یکی از این موارد سال گذشته در یک ماهنامه وزین مطرح شد که بزرگواری از مدرسین جامعه شناسی مطالبی را در مورد برخی اقتصاد دانان کشور طرح کردند و پاسخ شنیدند و گویا از مدیران آن نشریه وزین و معتبر هم رنجیده خاطر شدند به خاطر چاپ پاسخ ها. این مطلب که در این نوشته به آن اشاره می کنم هم تا حدودی به همان مقوله عمومی مربوط می شود. روشی که در این نوع مباحث مطرح می شود معمولا یک فرمت کلی دارد. ابتدا در حد درک و دانش خودشان از یک موضع اقتصادی تعریفی ارائه می دهند و مطالب ناقصی را در مورد آن مطلب اقتصادی مطرح می نمایند. در این مورد نیز به خیال خود بسیاری از زشتی های طینت اقتصاد دانان را با مباحث به هم بافته خود آشکار می نمایند، همچنین  بی اطلاعی آن اقتصاد دان ها را بر حسب میزان اطلاعات خودشان افشا می کنند. مثل جنگ جوئی که ابتدا یک آدمک پارچه ای بسازد و بعد با شمشیر آهیخته به آن حمله کند. آدمکی که این دوستان می سازند نیز ساخته شده از دانش نارسای خودشان در مورد موضوع مور د بحث است.  بعد سعی می کنند به شاکله ای که از مفاهیم مغلوط ساخته اند حمله کنند و لابد از این حمله و ستیز هم پیروز بیرون می آیند و احساس خوشحالی و رضایت خاطر می نمایند. من در این جا فقط دو پاراگراف از یک مصاحبه ای را نقل می کنم، بدون انکه ضروری باشد در مورد مصاحیه شونده توضیح دهم. چون بحث من هم بحث شخص نیست. می خواهم ببینم که در دو پاراگراف چند غلط مفهومی و ساختاری می توان یافت. و از بزرگوارانی که این مطالب را می نویسند دعوت کنم که قبل از طرح نظرات قابل ایراد بهتر است کمی هم در مورد موضوع مطالعه نمایند یا اینکه در رشته تخصصی خودشان که قاعدتا باید محتوائی برای طرح داشته باشد به طرح محتوا و تحلیل بپردازند. در اینجا دو پاراگراف اول مصاحبه را نقل قول می کنم و ایراد های آن را با فونت قرمز رنگ می نویسم. بنا بر این مطالب با فونت سیاه از مصاحبه است و مطالب با فونت قرمز از اینجانب.ادامه

 

 

 

برگی از دفتر ادب پارسی به مناسبت فرا رسیدن نوروز  

23 اسفند ماه 1392

این شعر زیبا از دیوان شمس تبریزی مولوی انتخاب شده.  شرح خزان به زیبائی بی نظیر و وعده اینکه بر بوستان آفت زده نهایتا بهار خیال انگیز فرا می رسد.

 

شرح خزان: 

ای باغبان ای باغبان! آمد خزان آمد خزان

بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان

ای باغبان هین گوش کن ناله ی درختان نوش کن

نوحه کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان

هرگز نباشد بی‌سبب گریان دو چشم و خشک لب

نبود کسی بی‌درد دل رخ زعفران رخ زعفران

 

حاصل صحبت، سر رسیدن زاغ غم بر غمکده بوستان. آن بوستان خزان دیده و ماتم زده. آمدن زاغ غم که می کوبد قدم. این تمثیل فوق العاده زیبائی است. زاغ غم پیروزمندانه مسلط است. قدم نمی زند، بلکه می کوبد قدم. وقتی هم که احوال باغ را جویا می شود به افسوس و ستم است. مانند کسی که به زبان دلجوئی احساس خرسندی از تاراج بوستان را بیان می کند و هر ضایعه دلخراش را با تاکید بیاد می آورد:

حاصل درآمد زاغ غم در باغ و می کوبد قدم

پرسان به افسوس و ستم: کو گلستان کو گلستان؟

کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن؟

کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان؟

کو میوه‌ها را دایگان کو شهد و شکر رایگان؟

خشک است از شیر روان هر شیردان هر شیردان!

کو بلبل شیرین فَنَم، کو فاخته ی کوکوزنم؟

طاووس خوب چون صنم، کو طوطیان کو طوطیان؟

خورده چو آدم دانه‌ای افتاده از کاشانه‌ای

پریده تاج و حله شان زین آفَتان زین آفَتان

جمله درختان صف زده، جامه سیه ماتم زده

بی‌برگ و زار و نوحه گر، زان امتحان زان امتحان

 

زاغ غم از لک لک هم پرس وجو می کند. زیرا در خزان غم انگیز صدائی از کسائی بر نمی آید. از آنجا که لک لک در بالاترین نقطه خانه می سازد، او را سالار ده می خواند و او را نیز چنین خطاب و سر زنش می کند:

ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده

در قعر رفتی یا شدی بر آسمان بر آسمان

 

اما جوابی که به زاغ غم داده می شود. نوید سر رسیدن بهار

 

گفتند ای زاغ عدو آن آب بازآید به جو

عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان

ای زاغ بیهوده سخٌن سه ماه دیگر صبر کن

تا دررسد کوری تو عید جهان عید جهان

ز آواز اسرافیل ما روشن شود قندیل ما

زنده شویم از مردن، آن مهر جان آن مهر جان

تا کی از این انکار و شک؟ کانِ خوشی بین و نمک!

بر چرخ پرخون مردمک، بی نردبان بی نردبان

 

و با آمدن بهار این بار نوبت لگد کوبیدن بر گور خزان است. باز هم زندگی پیروز می شود و بلبل و فاخته به خنیاگری می پردازند:

میرد خزان همچو دَد، بر گورِ او کوبی لگد

نَک صبح دولت می دمد، ای پاسبان ای پاسبان

صبحا ! جهان پرنور کن، این هندوان را دور کن

مر، دهر را محرور کن، افسون بخوان افسون بخوان

ای آفتاب خوش عمل! بازآ سوی برج حَمَل

نی یخ گذار و نی وَحَل عنبرفشان عنبرفشان

گلزار را پرخنده کن، وان مردگان را زنده کن

مر حشر را تابنده کن هین العیان هین العیان

از حبس رسته دانه‌ها، ما هم ز کنج خانه‌ها

آورده باغ از غیب‌ها صد ارمغان صد ارمغان

گلشن پر از شاهد شود، هم پوستین کاسد شود

زاینده و والد شود دور زمان دور زمان

لک لک بیاید با یدک، بر قصرِ عالی چون فلک

لک لک کنان کالملک لک یا مستعان یا مستعان

بلبل رسد بربط زنان وان فاخته کوکوکنان...

 

بهار و نوروز پیروز بر همگی عزیزان، و جمله ملت ایران و بر همه کسانی که این روز فرخنده را قدر می شناسند مبارک باد.

 

*****************************************

نقش تورم انتظاری را نادیده نگیریم 

دکتر محمود ختائی

24 اسفند ماه 1392

این روز ها در نشریات داخلی بحث بر سر این است که آیا افزایش پایه پولی موجب تورم شده است یا افزایش نقدینگی حاصل از آن. در مقاله ای که استاد ارجمند جناب آقای دکتر ختائی مرقوم فرموده اند به یک نکته اصلی، که درمباحث مربوط مغفول می ماند، یعنی نقش پویائی که انتظارات بر تورم اعمال می کنند توجه شده است. این مقاله را در اینجا می توانید بخوانید. 

 

 

گزارش فعالیت های واژه گزینی

21 اسفند ماه 1392

تاکنون تعدا زیادی واژه جهت معادل یابی به گروه واژه گزینی موسسه برنامه ریزی و یا به اینجانب نیز پیشنهاد شده است. با همکاری دوستان تا کنون برای حدود پانصد واژه معادل های فارسی گرد آوری شده. البته در مواردی توسط اساتید ارجمند معادل های فارسی مختلفی برای یک واژه پیشنهاد شده است. از سایر عزیزانی که پیشنهاد هائی دارند دعوت می شود نظر خود را مطرح کنند تا با تلاشی که توسط گروه موسسه برنامه ریزی در دست انجام است، نهایتا وا ژگان مناسب انتخاب گردند. فهرست معادل های پیشنهادی تا کنون را در اینجا می توانید ببینید.

******************************

فاز دوم یارانه ها در دست برسی...

 در شماره هفدهم اسفند ماه 1392 روزنامه دنیای اقتصاد از آقای دکتر حسن درگاهی مطلبی درج شده که بسیار خواندنی است. لا اقل آنچه از این نوشته در مورد کار برخی از نمایندگان مجلس استنتاج می شود برای من بسیار شگفت آور بود. خلاصه اینکه طرحی در دست دارند که طبق آن مصرف منابع انرژی سهمیه بندی شود و تا هفت سال بعد به تدریج سهمیه ها حذف گردد. در این فاصله هم نقدینگی جبرانی واحد های تولیدی و خدماتی را بانکها تامین کنند! پرسش این است که اگر قرار باشد تصمیم گیرندگان یک کشور پیوسته در جهت ادامه وضع موجود و احاله حل مسئله به سالهای نسبتا دور آینده اقدام کنند، آنگاه چه زمانی ممکن است مشکلات بتوانند حل شوند؟ دیگر اینکه تکلیف کردن به دولت در مورد تامین سوخت سهمیه ای مکفی برای تمام بخشها بدون توجه با اینکه از کجا و چگونه باید تامین شود و با چه منابعی تا چه حد با واقعیت های اقتصاد کشور همخوان است؟ و اینکه چه زمانی بایستی چشم به این واقعیت باز کنیم که سیستم های سهمیه بندی به جز ضایعه و ناکار آمدی هرگز نتیجه ای ببار نیاورده و نخواهد آورد و اقتصاد شوروی و سایر کشورهای کمونیستی اساسی تر هم از همین طریق به گِل نشست. نکته جالب دیگر تعارفی است که با بخشهای مختلف می کنند از کیسه نظام بانکی! چه زمانی درک خواهد شد که سیستم بانکی یک چاه بی پایان پول نیست. منابع آن یا پس انداز مردم است یا نقدینگی تورم زا از طرف بانک مرکزی. اگر این روال مشکل گشائی در دولت و مجلس است با این روش ها و آن ابعاد مسائل باید منتظر چه نوع کار کردی بود؟ به هر حال برای دوستان اقتصاد دان که مطلب را در روزنامه دنیای اقتصاد ملاحظه نکرده اند مطالعه این لینک می تواندمفید باشد. محمد طبیبیان

نقدی بر ورود مجلس به اصلاح قیمت انرژی

 روزنامه دنیای اقتصاد، 17/12/1392

دکتر حسن درگاهی 
با عنایت به آنکه برخی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، اصلاح بخش‌هایی از قانون هدفمند کردن یارانه‌ها با عنوان طرح یک فوریتی انطباق قانون هدفمند کردن یارانه‌ها با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را در دستور کار قرار داده و مرکز پژوهش‌های مجلس نیز با هماهنگی پیشنهاددهندگان، پیش‌نویس طرح را در معرض نظرخواهی گذاشته است، ضروری است که محور اصلی طرح پیشنهادی که در ماده یک از فصل اول آمده است مورد دقت قرار گیرد. ادامه

***************************************

فراخوان پیشنهاد معادل فارسی برای واژگان جدید اقتصادی

محمد طبیبیان

8 اسفند ماه 1392

هر روزه با پیشرفت رشته اقتصاد واژگان جدیدی در این رشته مطرح می شود و اقتصاد دانان و دانشجویان اقتصاد در داخل کشور پیوسته بایستی برای این واژگان معادل فارسی بیابند. این کار توسط بسیاری به صورت منزوی انجام می شود و چه بسا همکاران از نتیجه فعالیت یکدیگر بی اطلاع بوده و هر کدام برای یک واژه خاص انگلیسی واژه های فارسی متفاوتی به کار می برند که پس از مدتی به جز ایجاد سردر گمی در بین دانشپژوهان نتیجه ای نخواهد داشت. در پیوند این صفحه متن فرا خوانی برای هم فکری و تبادل نظر مطرح، و همچنین تعدای از واژگان با کار برد جدید پیشنهاد شده است. از همکاران دعوت می شود در این کار مشارکت کنند تا در جهت خدمت به اشاعه علم اقتصاد در کشور قدمی مشترک به پیش بر داریم.ادامه.

فهرست واژگان تجارت و اقتصاد  بین الملل، پیشنهادی استاد ارجمند جناب آقای دکتر ابوالقاسم هاشمی.

از سایر همکاران دعوت می شود که نظر و پیشنهاد موردی، تصحیح و تکمیل و یا فهرست واژگان خود را به ای میل اینجانب که در پائین این صفحه قید شده ارسال فرمایند. در مرحله اول نظرات عمومی جمع آوری می شود، فهرست هائی که واجد ویژگی های ذکر شده در پیوند باشند در سایت قرار گرفته و در صورت لزوم با تشکیل جلسه حضوری در خرداد ماه برای هماهنگ کردن مجموعه اقدام خواهد شد.ادامه

بعد از این فراخوان مطلع شدم که گروهی نیز در موسسه عالی برنامه ریزی مشغول تهییه واژگان اقتصادی هستند. مسئولیت این گروه با آقای دکتر سید احمد جلالی نائینی است و اعضای آن شامل سرکار خانم دکتر خلعتبری و آقای دکتر راغفر و آقای دکتر مزیکی هستند که در کار تالیف و ترجمه سابقه طولانی دارند. دبیری مجموعه نیز با آقای مهندس علیمرادی است که اهل فرهنگ و ادب و قلم هستند. از امتیاز های این گروه رابطه با فرهنگستان است و این رابطه نیز می تواند کمک کند. مجموعه واژگانی که این گروه جمع آوری کرده اند در پیوند زیر آمده است. بسیار مفید خواهد بود اگر اقتصاد دانان کشور در تکمیل شدن این فهرست ها و یافتن واژگان معادل برای واژگان انگلیسی همکاری نمایند. 

فهرست واژگان جمع آوری شده توسط کار گروه واژه گزینی موسسه برنامه ریزی.

 

آدرس سایت موسسه هم در زیر قید شده است. 

 

www.imps.ac.ir

*******************************************

تحریم ها، ابزار های مالی و روش های جدید جنگ غیر نظامی

محمد طبیبیان

اول اسفند ماه 1392 

برای نویسنده این متن مشخص نیست که آیا در دولت نهم و دهم و یا دولت فعلی نیز، مرکزی در کشور به برسی جامع تحریم های مخرب و ظالمانه ای که بر علیه ملت ایران وضع شد می پرداخته و مطالعه و بررسی جامعی در این زمینه در دست انجام بوده است یا نه. آنچه از انعکاس مطالب در جراید در زمان دولت قبل می توان دریافت اعلام شور وشعف برخی از افراد در رده مسئولیت از تحمیل این تحریم ها بود و بیان سخنان تحریک آمیز و مطالبه تحریم های بین المللی هر چه بیشتر كه از مراکز و تریبون های مختلف به گوش مي رسيد. در یک جمعبندی پیرامون تحریم های مختلفی که از طریق سازمان ملل به صورت عمومی، ویا جداگانه توسط اتحادیه اروپا، آمریکا و کشور های دیگر برعلیه کشور ما وضع شده شامل قوانین و دستورات اجرائی و طی سی سال اخیر مطرح شده است حد اقل حدود ششصد مورد را می توان بر شمرد. به نظر نمی رسد هیچ کشوری تا این حد از لحاظ تحریم های بین الملی مختلف مورد تعدی قرار گرفته باشد. کشور کوبا از سال 1960 تا کنون حدود پنجاه سال تحت تحریم آمریکا بوده است، لیکن  علیرغم زمان طولانی تر آن تحریم ها در مقایسه با مورد ایران، تحریم های کوبا به مراتب موارد و دامنه محدود تری را در برگرفته. در مقابل این تعدی، وظیفه هر دولت نیز مقابله معقول و منطقی از مجاری است که به حل مشکل کمک کند. چه اینکه این تحریم ها طی دوره دولت نهم و دهم به نحو شتابنده تشدید گردید. کار نامه دولت قبلی در این زمینه و نا کار آئی در جلو گیری از تحریم ها و بی تحرکی دیپلماسی کشور در صحنه بین المللی در قبال این حرکت های تجاوزگرانه قابل توجه است. به خصوص به اخطار بسیاری از کارشناسان امور بین الملل که در جراید نیز منعکس می شد، در مورد سعي در جلو گیری از ارجاع پرونده هسته ای از ژنو به نیویورک توجه نشد. این ارجاع مرجع بررسی پرونده هسته ای، یک نقطه عطف بود و تحریم های وضع شده توسط سازمان ملل را به دنبال داشت که حتی کشور هائی مانند روسیه و چین نیز به آن رای منفی ندادند. ادامه

 

اقتصاد مقاومتی! جهت اطلاع:

فرمان آقای حسن روحانی، ریاست جمهور، به معاون اول در مورد اقتصاد مقاومتی-ادامه

اول اسفند ماه 1392

 

 

دِرام بازار بورس تهران

 

محمد طبیبیان

25 بهمن ماه 1392

متنی که در زیر این نوشته نقل قول شده در تاریخ 24 بهمن ماه در سایت ایلنا قرار گرفت. در آن متن صحبت از این است که برخی از معامله گران و فعالان بازار بورس از افت قیمت سهام در بازار تهران که در هفته های اخیر رخ داده است و شاخص را از نقطه اوج خود در 15 دیماه با شیب تند تنزل داده، نگران شده و اقدام به اعتراض و نامه نگاری به مسئولین نموده اند(در مورد رخ داد و روند شاخص بورس نیز مطلبی در شماره 24 بهمن ماه 1392 دنیای اقتصاد منتشر شده که حاوی اطلاعات مفیدی است. این متن نیز برای علاقمندان در ذیل همان مطلب درج شده است). این ماجرا از یک طرف حالت درام و از طرف دیگر حالت طنز آمیز دارد. در جهان امروز بازار های سرمایه را اگر بخواهیم برحسب درجه ریسک پذیری و در نتیجه مسئولیت پذیری و مراقبت شرکت کنندگان و فعالان در آن تقسیم بندی کنیم بازار بورس در در جه اول قرار می گیرد. در درجه بعدی سایر دارائی ها و خصوصاً در کشور هائی که اوراق قرضه دولتی وجود دارد، اوراق قرضه دولتی و پس انداز بانکی به عنوان سرمایه گذاری با ریسک کم به حساب می آید. برای روشن شدن مطلب یک مثال مطرح می کنم.ادامه

 

بحران مالی و ارزی بین المللی و عواقب آن بر اقتصاد ایران

 

6 بهمن ماه 1392

در روز جمعه 4 بهمن ماه (24 ژانویه 2014) بازار هاي بورس اکثر کشور های جهان با يك افت شديد روبرو شد اين افت دربازار سهام آمريكا قابل توجه بود. شاخص هاي عمده از تنزل حدود دو درصد برخوردار گردید(حدود 2 درصد، تنزل در سه شاخص داو، اس اند پي و نزدک). ساير بازار های غربي و آسیائی نيز با افت مشابهي رو برو بوده اند. تحليل گران این بازار ها يكي از دلائل اين امر را شرايط بحراني درنظامهاي ارزي كشورهاي داراي اقتصاد نوظهورمي دانند. برای مثال نرخ لیره ترک علیرغم دخالت بانک مرکزی این کشور دچار تنزل شده و واحد پول آرژانتین با یک تنزل 16 درصدی روبرو بوده است. فشار کم و بیش مشابهی در مورد پول کشورهای اندونزی، آفریقای جنوبیبرزیل و هند در سال 2013 و هم اکنون نیز قابل مشاهده است. در اين بين نرخ پول برخي از كشور ها كاهش يافته و در برخي ديگر نيز با دخالت هاي بانك مركزي تثبيت شده كه به معني اين است كه به احتمال قوی به زودي كاهش خواهد يافت. اينكه گفته مي شود بازار بورس آمريكا درعكس العمل به كاهش ارزش پول كشورهائي مانند آرژانتين وتركيه دچار تنزل شده در واقع به معني رابطه علت و معلولي قوي بين اين دو رويكرد نيست چه اينكه براي مدتي تحليل گران انتظار سقوط قيمت سهام در بازار آمریکا را داشتند و تقريبا در تمام ماه اول سال يعني ژانويه اين بازارها دچار ضعف و تنزل بودند و دليل آن هم رشد غير معمول قيمت هاي سهام در سال ٢٠١٣ و عدم رشد اقتصادي در حد انتظار بوده است.ادامه

 

صدمین روز دولت یازدهم و صدمین روز های بعد

24 دیماه 1392

بخشی از این مطلب در ویژه نامه روزنامه اعتماد به مناسبت صدمین روز آغاز به کار دولت چاپ شده است

 

دولت ها معمولاً از زمان سررسید عملكرد صد روزه اول تشكيل و شروع به كار خود به عنوان يك موقعيت و فرصت براي طرح برنامه ها و دست آورد ها و همچنين مشكلات خود با مردم استفاده مي كنند. توجه به اين روال توسط دولت يازدهم نيز قابل تقدير است. هدف اين نوشته مروري است بر رخداد هاي قابل توجه يكصد روز اول عملكرد دولت يازدهم از ديد يك ناظر بيروني. به اين معني كه آنچه اينجانب در مورد برنامه ها و اقدامات دولت مي دانم مربوط به مطالبي است كه در نشريات منتشر شده و طبعاً بر اساس اطلاعات محدود و بعضاً ممكن است نا رسا و ناقص باشد. باهمه اين اوصاف چند نكته اي كه به نظر اينجانب مي رسد را در اينجا مطرح مي كنم. ادامه

 

 

کدام یارانه؟

محمد طبیبیان

بخشی از این مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد 18 آذر 1392 منتشر شده است

 

کمی توجه به مسئله قیمت گذاری حامل های انرژی و مکانیزم هائی که در کشور ما در کار بوده است، مشخص می کند که آنچه یارانه حامل های انرژی خوانده می شود عمدتاً در آمد هائی است که بایستی نصیب شرکتهای تولید کننده می شده و یا به صورت مالیات به خزانه دولت واریز می گردیده. در واقع آنچه در کشور های پیشرفته باسنت تصمیم گیری اقتصادی منطقی رخ می دهد چنین است که قیمت اینگونه محصولات به روال خاصی تعیین می شود(که بایستی هزینه فرصت تولید و باز گشت و بازدهی سرمایه را هم پوشش دهد) و آنچه بر حسب این قیمت ها از فروش شرکت های تولید و توزیع برق و گاز و محصولات پالایش حاصل می شود به عنوان در آمد این شرکت ها محسوب می گردد. دولت ها نیز از این منابع مالیات های مختلفی در یافت می کنند از قبیل مالیات های تصحیح کننده مانند مالیات هیدرو کربور، مالیات های پیگوئی برای نزدیک کردن قیمت اینگونه محصولات به هزینه نهائی اجتماعی، و یا مالیات بر برخی پرداختهای شرکت  و مالیات بر سود. در اینگونه اقتصاد ها بخشی از آنچه شرکت ها به صورت در آمد خالص کسب می کنند صرف تولید مجدد و سر مایه گذاری می شود و بخشی نیز بین سهامداران تقسیم می گردد. آنچه دولت دریافت می کند صرف توسعه زیربناها و خدمات اجتماعی برای بهبود ظرفیت های کلان جامعه می گردد. به نظر می رسد این بایستی روش منطقی تنظیم یک اقتصاد بوده باشد.ادامه

 

تجربه سیاست های اقتصادی بعد از انقلاب؛ موافقان و مخالفان آن

محمد طبیبیان

دیماه 1392

 

بخشی از این مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد دوشنبه 9 دی ماه 1392 چاپ شد

 

 

این روز ها باز هم سر وصدای زیادی به روال انتقاد در برخی روزنامه ها، و پرخاشگری و هتاکی عده ای در برخی سایت ها بالا گرفته که کار خود را در محور انتقاد از موضوعی تحت عنوان سیاست های اقتصادی دهه 1370 و یا سیاست های تعدیل شروع کرده اند. از آنجا که بسیاری از جوانان امروز خاطره مشخصی از این مطالب ندارند و ذهن آنها از سوابق داستان خالی است توسط این افراد هدف خوبی برای القاء نیات خاص محسوب می شوند. گرچه جوانان کشور با آگاهی که از شرایط جهان امروز دارند کمتر به این مطالب توجه می کنند، لیکن آشنائی با تاریخچه مطلب و درس هائی که از این مطالب می توان آموخت، برای نسل جوان نیز مفید خواهد بود. هدف من در این نوشته توضیح پیرامون این سوابق بر اساس تجربه ومشاهدات شخصی است. ادامه

 

 

میراث دولت نهم و دهم برای دولت یازدهم

محمد طبیبیان

مصاحبه با روزنامه اعتماد 28 مرداد 1392

 

_ از سال 1384، ایران وارد تجربه تاریخی تازهای شد؛ در این سال دولت نهم با شعارهای پوپولیستی روی کار آمد و مدیریت کشور را در دست گرفت. در حالی که از همان انتخابات سال 84، محور شعارهای آقای احمدینژاد مبتنی بر توزیع ثروت در میان مردم بود؛ آیا می توان انتخاب وی در نهمین انتخابات ریاست جمهوری را برآمده از تمایل جامعه به توزیع درآمد دانست؟

یک نگاه تاریخی و آماری به رفتار انتخاباتی مردم ایران از ابتدای انقلاب به ویژه بعد از جنگ تاکنون، بیانگر آن است که جامعه همواره یک روند رفتاری مشخصی را در پیش گرفته است؛ براین اساس تمایل اکثر مردم ایران در این سالها بیشتر به جریان های میانهرو، معتدل و عقلگرا معطوف بوده است.  حتی در انتخابت سال 1384 نیز چنین بود یعنی مجموع آراء جریان میانه رو بیش از جریان رقیب بود لیکن با اشتباه کاری نیرو های چپ در معرفی نامزد های دیگر آراء این جریان شکست ولی به هر حال مجموع آراء آنها بیشتر از جریان رقیب بود ولیکن این تفرقه سبب شد که انتخابات به دور دوم برود. جریان چپ با معرفی چند کاندید از جمله آقایان معین و مهرعلیزاده در انتخابات سال 84، مرتکب یک اشتباه استراتژیک و فاحش شد که شکست آنها در جریان انتخابات را رقم زد. انشقاق آرایی که در دور اول برای جریان میانه رو و جریان چپ ایجاد شد، عاملی شد تا در مرحله دوم انتخابات، فضا برای جریان پوپولیستی با شعارهای جدید در کشور بازتر شود.ادامه 

 

 

مطلب روزنامه ایران برای توجیه تعطیلی برنامه کارشناسی ارشد اقتصاد و دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف

محمد طبیبیان

21 اردیبهشت 1392 

 

در شماره 11 اردیبهشت روزنامه ایران مطلبی تحت عنوان "پدر خوانده های اقتصاد لیبرالیستی در ایران" درج شد بدون ذکر نام و نشان نویسنده.  من شخصاً نمی دانم این افراد را بایستی با چه نام  و نشان خواند؟  افرادی که جراٌت و شهامت ندارند که نام خود را ذکر کنند و گویا از آنچه نا روا می نویسند پیشا پیش شرمسار هستند! متن این نامه که خود گویای ناروائی، بی سوادی ، و غرض ورزی  است در بخش دوم این متن آمده است. در این مطلب روزنامه ایران به نام اینجانب نیز اشاره شده نه به عنوان دکتر طبیبیان بلکه به عنوان دکتر طباطبائیان. این نویسنده بخوبی می دانسته که دارد اسم جعل می کند زیر اصولا دربین اقتصاددانان ایران چنین نامی وجود ندارد، و چنین نامی در هیچ ماخذ و مطلب و نوشته ای ذکر نشده. لیکن این جعل را انجا م می دهد چون می خواهد اتهام بزند، اتهامی که قابل تعقیب است و می خواهد در عین حال راه گریزی نیز برای خود باز بگذارد، پس طبیبیان را به طباطبائیان تغییر می دهد. در این مطلب نویسنده روزنامه ایران به نام دکتر داود سوری، استاد دانشگاه شریف و موسسه عالی بانکداری، نیز اشاره می کند و در مورد وی مطالبی نا درست مطرح می نماید. کتر سوری نیز پاسخ آن را نه به آن روزنامه بلکه در یک سایت اینترنتی منتشر می نماید. این سایت که آدرس آن در زیر آمده است توسط برخی دانشجویان برای طرح ندای بر حق خود در حفظ دانشکده اقتصاد شریف ایجاد شده است. این کار دکتر سوری به جا و عکس العملی به مورد است. در متن حاضر، نخست پاسخ دکتر سوری و در بخش دوم مطلب روزنامه ایران ارائه می شود. برای خوانندگان گرانقدر جالب خواهد بود که ببینند کسانی که به دنبال تعطیل کردن یک برنامه آموزشی زبده و با کیفیت عالی هستند در چه حدی از تفکر و اندیشه و انصاف قرار دارند و چه نوع دلائل را برای توجیه کار خود به کار می برند.  شاید در روزهای آتی اینجانب نیز مطلبی پیرامون همین مسئله بنویسم و با دوستان گرانقد به اشتراک بگذارم.ادامه

 

  

مجدداً بحث يارانه نقدي و عواقب آن

 

محمد طبیبیان

 

12 اردیبهشت 1392

اخیراً در آرشیو سایت فرارو مطلبی را دیدم که مر بوط با یک مصاحبه است که در تایخ آبان   ماه ١٣٨٨ با يكي از روز نامه ها داشتم(شرق یا همشهری که درست بیاد ندارم). به نظرم رسید بعد از سه سال در مورد مسئله توزیع یارانه مجدد به اختصار نظرم را ارزیابی کنم. و اما ابتدا به نقل همان مطلب سه سال پیش که طرح دولت در مورد یارانه نقدی مطرح بود می پردازم: 

"قضیه یارانه نقدی مرا به یاد داستانی می‌اندازد. سال‌ها پیش که بقایای کشتی غرق شده تایتانیک کشف شد، کاشفان آن تمام اموال موجود در کشتی و همچنین قطعاًتی از خود کشتی را بیرون آوردند و بفروش رساندند. این کشتی عظیم در اولین سفر خود از انگلستان به آمریکا در سال 1912 با کوه یخی برخورد کرد بخشی از بدنه آن شکافت و غرق شد.

 در همان زمان در سال 1985 که کاشفین کشتی، اموال با ارزش آن را به فروش می‌رساندند، یک کاریکاتوریست به شوخی کاریکاتوری کشیده بود گمانم در روزنامه نیویورک‌ تایمز. در این کاریکاتور دو نفر فرد خوش خیال ترسیم شده بودند که یکی به دیگری می‌گفت خوب است ما هم شکاف وسط کشتی را قطعه قطعه کرده و بفروشیم. این یارانه انرژی نیز چیزی جز تصور تقسیم یک شکاف نیست.

 چرا؟ ابتدا زمانی که مسئله حذف یارانه‌ها در دولت اول آقای هاشمی مطرح شد دلیل آن این بود که قیمت حامل‌های انرزی از هزینه فرصت آن بسیار پائین‌تر بوده است و در نتیجه شرکت‌های این بخش(برق، گاز، پالایش...) منابع کافی برای جبران هزینه‌های خود و سرمایه‌گذاری جدید ندارند و امکان سرمایه‌گذاری آنها نیز فقط از طریق سیاست‌های تورمی کسر بودجه مقدور است.ادامه

 

 

اطلاعات جمعیت کشور و برخی ملاحظه های اقتصادی ناشی از آن

محمد طبیبیان

7 اردیبهشت 1392

 

مرکز آمار ایران اخیرا برخی از نتایج سر شماری نفوس و مسکن سال 1390 را بر روی سایت خود قرار داده و سپس بسیاری از این اطلاعات را مجدداً مسدود کرده است. این اطلاعات آماری را برخی از افراد توانسته اند در آن زمان برداشت نموده و مورد برسی قرار دهند. لیکن آنچه اکنون در سایت این مرکز تحت عنوان درگاه آمار قرار دارد متاسفانه اطلاعات ناکافی از کلیات نتایج سر شماری نفوس و مسکن سال  1390 کشور است. طبعاً در این زمینه بایستی دو موضوع را از یکدیگر تمیز دهیم. یکی فعالت آمار گیری مرکز آمار و کار کنان و کار شناسان این مرکز است که زحمت قابل تقدیری را در اجرای منظم سر شماری ها پیگیری می کنند و اطلاعات فراهم شده نیز از بهترین اطلاعات آماری کشور است، و بایستی از زحمات این عزیزان قدردانی شود. دوم تلاش برخی مسئولان سیاسی در جلوگیری از اشاعه این اطلاعات جهت استفاده پژوهشگران است. این امر که متاسفانه سابقه طولانی دارد سبب می شود که اطلاعات آماری کهنه شده و با اصطلاح بیات شود. به این معنی که فقط برای بررسی های تاریخی مفید فایده بوده و در شناخت  مشکلات موجود نتواند مورد استفاده بهنگام قرار گیرد. متاسفانه در مورد سر شماری 1390 و پنهان ماندن بسیاری از نتایج آن نیز همین مطلب قابل ذکر است و امید می رود این مشکل حل شود. ادامه

 

 

 

چرا دانشجویان رشته های مهندسی به علوم انسانی و اجتماعی علاقمند شده اند؟

(این مطلب در پیوست هفتگی روزنامه دنیای اقتصاد 29 فروردین  1391  تحت عنوان عشق نا فرجام مهندسی منتشر شده است)